anti-natalist view
نظریه ضد تولد
anti-natal stance
وضعیت ضد تولد
anti-natal movement
حرکت ضد تولد
anti-natal philosophy
فیلосوفی ضد تولد
anti-natal arguments
ملاحظات ضد تولد
being anti-natal
بودن ضد تولد
considered anti-natal
در نظر گرفته شدن ضد تولد
anti-natal reasons
دلایل ضد تولد
expressing anti-natal
بیان ضد تولد
strong anti-natal
ضد تولد قوی
the anti-natal movement raises complex ethical questions about reproduction.
رویکرد ضد تولید فرزندان سوالات اخلاقی پیچیده ای درباره تولید مثل را به وجود می آورد.
she expressed a strong anti-natal perspective due to concerns about overpopulation.
او به دلیل نگرانی هایی درباره افراط در جمعیت، دیدگاهی قوی ضد تولید فرزندان نشان داد.
his anti-natal arguments focused on the suffering inherent in life.
حُجَج ضد تولید فرزندان او روی رنجی که در زندگی وجود دارد متمرکز بود.
there's growing discussion surrounding the anti-natal philosophy online.
در اینترنت بحثی درباره فلسفه ضد تولید فرزندان در حال افزایش است.
the author explored the anti-natal viewpoint in their latest book.
نویسنده در کتاب جدیدش دیدگاه ضد تولید فرزندان را بررسی کرد.
critics often misunderstand the nuances of the anti-natal position.
انتقادات کنندگان اغلب نюانس های دیدگاه ضد تولید فرزندان را نمی فهمند.
he presented a reasoned and well-supported anti-natal case study.
او یک مطالعه موردی ضد تولید فرزندان منطقی و حمایت شده ارائه داد.
the debate over anti-natalism continues to be highly controversial.
بحث درباره ضد تولید فرزندان هنوز هم بسیار متنازع است.
she questioned the morality of procreation from an anti-natal standpoint.
او از دیدگاه ضد تولید فرزندان، اخلاق تولید مثل را به سوال کشید.
the anti-natal perspective challenges traditional societal values.
دیدگاه ضد تولید فرزندان ارزش های اجتماعی سنتی را به چالش می کشد.
he advocated for voluntary human extinction as an anti-natal solution.
او از انقراض انسانی اجباری به عنوان یک راه حل ضد تولید فرزندان حمایت کرد.
anti-natalist view
نظریه ضد تولد
anti-natal stance
وضعیت ضد تولد
anti-natal movement
حرکت ضد تولد
anti-natal philosophy
فیلосوفی ضد تولد
anti-natal arguments
ملاحظات ضد تولد
being anti-natal
بودن ضد تولد
considered anti-natal
در نظر گرفته شدن ضد تولد
anti-natal reasons
دلایل ضد تولد
expressing anti-natal
بیان ضد تولد
strong anti-natal
ضد تولد قوی
the anti-natal movement raises complex ethical questions about reproduction.
رویکرد ضد تولید فرزندان سوالات اخلاقی پیچیده ای درباره تولید مثل را به وجود می آورد.
she expressed a strong anti-natal perspective due to concerns about overpopulation.
او به دلیل نگرانی هایی درباره افراط در جمعیت، دیدگاهی قوی ضد تولید فرزندان نشان داد.
his anti-natal arguments focused on the suffering inherent in life.
حُجَج ضد تولید فرزندان او روی رنجی که در زندگی وجود دارد متمرکز بود.
there's growing discussion surrounding the anti-natal philosophy online.
در اینترنت بحثی درباره فلسفه ضد تولید فرزندان در حال افزایش است.
the author explored the anti-natal viewpoint in their latest book.
نویسنده در کتاب جدیدش دیدگاه ضد تولید فرزندان را بررسی کرد.
critics often misunderstand the nuances of the anti-natal position.
انتقادات کنندگان اغلب نюانس های دیدگاه ضد تولید فرزندان را نمی فهمند.
he presented a reasoned and well-supported anti-natal case study.
او یک مطالعه موردی ضد تولید فرزندان منطقی و حمایت شده ارائه داد.
the debate over anti-natalism continues to be highly controversial.
بحث درباره ضد تولید فرزندان هنوز هم بسیار متنازع است.
she questioned the morality of procreation from an anti-natal standpoint.
او از دیدگاه ضد تولید فرزندان، اخلاق تولید مثل را به سوال کشید.
the anti-natal perspective challenges traditional societal values.
دیدگاه ضد تولید فرزندان ارزش های اجتماعی سنتی را به چالش می کشد.
he advocated for voluntary human extinction as an anti-natal solution.
او از انقراض انسانی اجباری به عنوان یک راه حل ضد تولید فرزندان حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید