pessimistic

[ایالات متحده]/ˌpesɪˈmɪstɪk/
[بریتانیا]/ˌpesɪˈmɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن نگرش منفی؛ مشخصه‌ای از فقدان امید و خوش‌بینی.

عبارات و ترکیب‌ها

a pessimistic outlook

نگاهی بدبینانه

feeling pessimistic

احساس بدبینی

pessimistic attitude

نگرش بدبینانه

جملات نمونه

he was pessimistic about the prospects.

او در مورد چشم‌اندازها بدبین بود.

There is no reason to be pessimistic about the future.

دلیلی برای بدبینی در مورد آینده وجود ندارد.

take a pessimistic view of ...

دیدگاهی بدبینانه نسبت به ... داشته باشید

he wished to realign himself with Bagehot's more pessimistic position.

او می‌خواست خود را با موضع بدبینانه‌تر بگهوت دوباره همسو کند.

As a direct and earthy factor, Tacitus" historical view on recurrence lies in his pessimistic and depressible view on Rome.

به عنوان یک عامل مستقیم و زمینی، دیدگاه تاریخی تاسیتیس در مورد تکرار در دیدگاه بدبینانه و افسرده او نسبت به رم نهفته است.

This pessimistic mass society thesis stressed the conservative and reconciliatory role of mass culture for the audience.

این تز جامعه توده‌ای بدبین بر نقش محافظه‌کارانه و آشتی‌جویانه فرهنگ توده‌ای برای مخاطب تأکید داشت.

Defeat's worry, feels inferior, dispiritedly, is pessimistic, fears, medicinal preparation toxicant, is poisoning their soul likely, caused them to contract English dwarfism generally.

نگرانی شکست، احساس حقارت، بی‌انگیزگی، بدبینی، ترس، سموم دارویی، به احتمال زیاد باعث مسموم شدن روح آنها شده و آنها را به طور کلی به کوتاه قد شدن انگلیسی سوق داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید