anti-racists

[ایالات متحده]/[ˈæntiː ˈrɑːsɪst]/
[بریتانیا]/[ˈæntiː ˈrɑːsɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور فعال علیه نژادپرستی و تفکیک نژادی می‌جنگند؛ فردی که سعی می‌کند سیستم نژادپرستی را نابود کند؛ داعی به برابری و عدالت نژادی.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-racist activists

فعالان ضد نژادپرستی

supporting anti-racists

حمایت از فعالان ضد نژادپرستی

become anti-racist

در مسیر ضد نژادپرستی قدم بگذارید

anti-racist work

کار ضد نژادپرستی

are anti-racists

فعالان ضد نژادپرستی هستند

anti-racist stance

وضعیت ضد نژادپرستی

train anti-racists

آموزش فعالان ضد نژادپرستی

calling out anti-racists

به فعالان ضد نژادپرستی انتقاد کردن

protecting anti-racists

حفاظت از فعالان ضد نژادپرستی

anti-racist education

آموزش ضد نژادپرستی

جملات نمونه

many anti-racists actively campaign against discrimination and prejudice.

بیشتر ضد نژادپرستی‌ها فعالانه علیه تبعیض و پیش دریافت می‌کنند.

dedicated anti-racists work tirelessly to dismantle systemic racism.

ضد نژادپرستی‌های وفادار با تلاش بی‌وقفه به تفکیک سیستمی نژادپرستی می‌پردازند.

the anti-racists organized a protest against discriminatory policies.

ضد نژادپرستی‌ها یک مظاهره علیه سیاست‌های تبعیض‌آمیز تنظیم کردند.

we need more anti-racists joining the fight for equality and justice.

ما نیاز به بیشتر ضد نژادپرستی‌ها داریم که به نبرد برای عدالت و برابری بپیوندند.

the university invited prominent anti-racists to speak at the event.

دانشگاه افراد معروف ضد نژادپرستی را به حضور در این رویداد دعوت کرد.

anti-racists challenged the biased reporting in the media.

ضد نژادپرستی‌ها گزارش‌دهی متمایل در رسانه‌ها را چالش می‌گذارند.

the movement gained momentum thanks to the efforts of passionate anti-racists.

این جنبش با تلاش‌های ضد نژادپرستی‌های واقع‌گرایانه سرعت گرفت.

young anti-racists are leading the charge for a more inclusive future.

ضد نژادپرستی‌های جوان به رهبری در جهت آینده‌ای بیشتر ادغام‌یافته می‌پردازند.

the organization supports the work of grassroots anti-racists globally.

این سازمان به کار ضد نژادپرستی‌های اساسی در سراسر جهان حمایت می‌کند.

experienced anti-racists provided guidance to new activists.

ضد نژادپرستی‌های تجربه‌دار راهنمایی به فعالان جدید ارائه کردند.

brave anti-racists confronted hate groups with unwavering determination.

ضد نژادپرستی‌های شجاع با اصرار بدون تزلزل با گروه‌های نفرت مواجه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید