anticoagulative

[ایالات متحده]/ˌæntiːkəʊˈæɡjʊlətɪv/
[بریتانیا]/ˌæntikoʊˈæɡjələtɪv/

ترجمه

adj.جلوگیری از انعقاد خون؛ ضد انعقادی

عبارات و ترکیب‌ها

anticoagulative therapy

درمان ضد انعقادی

anticoagulative treatment

درمان ضد انعقادی

anticoagulative medication

داروی ضد انعقادی

anticoagulative agent

عامل ضد انعقادی

anticoagulative effect

اثر ضد انعقادی

anticoagulative properties

ویژگی‌های ضد انعقادی

anticoagulative drugs

داروهای ضد انعقادی

anticoagulative medicine

داروی ضد انعقادی

anticoagulative mechanism

مکانیسم ضد انعقادی

anticoagulative action

عملکرد ضد انعقادی

جملات نمونه

the patient received anticoagulative therapy to prevent blood clots.

بیمار برای جلوگیری از تشکیل لخته خون، تحت درمان ضد انعقادی قرار گرفت.

anticoagulative medication is essential for patients with atrial fibrillation.

داروهای ضد انعقادی برای بیماران مبتلا به فیبریلاسیون دهلیزی ضروری هستند.

the new drug has strong anticoagulative properties.

داروی جدید دارای خواص ضد انعقادی قوی است.

regular monitoring is required when using anticoagulative treatment.

هنگام استفاده از درمان ضد انعقادی، نظارت منظم مورد نیاز است.

the doctor prescribed an anticoagulative regimen for the post-surgical patient.

پزشک یک رژیم ضد انعقادی برای بیمار پس از جراحی تجویز کرد.

anticoagulative effects can be enhanced by combining certain medications.

اثرات ضد انعقادی می‌توانند با ترکیب برخی داروها افزایش یابند.

the study examined the anticoagulative mechanisms of the natural compound.

مطالعه مکانیسم‌های ضد انعقادی ترکیب طبیعی را بررسی کرد.

patients on anticoagulative therapy must avoid certain foods.

بیماران تحت درمان ضد انعقادی باید از مصرف برخی غذاها خودداری کنند.

the hospital has established an anticoagulative clinic for better patient care.

بیمارستان برای مراقبت بهتر از بیماران، یک کلینیک ضد انعقادی ایجاد کرده است.

anticoagulative resistance can develop in some patients over time.

مقاومت در برابر داروهای ضد انعقادی ممکن است در برخی از بیماران در طول زمان ایجاد شود.

the physician adjusted the anticoagulative dosage based on blood tests.

پزشک بر اساس آزمایش خون، دوز داروهای ضد انعقادی را تنظیم کرد.

long-term anticoagulative use requires periodic liver function monitoring.

استفاده طولانی مدت از داروهای ضد انعقادی نیاز به نظارت دوره‌ای بر عملکرد کبد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید