thrombosis

[ایالات متحده]/θrɒm'bəʊsɪs/
[بریتانیا]/θrɑm'bosɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیماری ناشی از لخته شدن خون که منجر به تشکیل لخته خونی می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep vein thrombosis

ترومبوز وریدهای عمقی

venous thrombosis

ترومبوز وریدی

cerebral thrombosis

ترومبوز مغزی

coronary thrombosis

ترومبوز کرونری

جملات نمونه

Deep vein thrombosis can be a serious condition if left untreated.

ترومبوز وریدی عمقی می‌تواند یک وضعیت جدی باشد اگر درمان نشود.

Pulmonary embolism is a complication of thrombosis.

آمبولی ریوی عاطفه ترومبوز است.

Thrombosis can lead to stroke if a blood clot blocks an artery in the brain.

ترومبوز می‌تواند منجر به سکته مغزی شود اگر یک لخته خونی شریانی را در مغز مسدود کند.

Anticoagulant medications are often used to prevent thrombosis.

داروهای ضد انعقاد اغلب برای جلوگیری از ترومبوز استفاده می‌شوند.

Thrombosis can occur in both arteries and veins.

ترومبوز می‌تواند در هر دو شریان و وریدی رخ دهد.

A family history of thrombosis may increase the risk of developing the condition.

سابقه خانوادگی ترومبوز ممکن است خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد.

Obesity and smoking are risk factors for thrombosis.

چاقی و سیگار کشیدن عوامل خطر برای ترومبوز هستند.

Regular exercise can help prevent thrombosis by improving blood circulation.

ورزش منظم می‌تواند به جلوگیری از ترومبوز با بهبود گردش خون کمک کند.

It's important to seek medical attention if you suspect you have symptoms of thrombosis.

اگر مشکوک به داشتن علائم ترومبوز هستید، مهم است که به دنبال کمک پزشکی باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید