antihelmintic

[ایالات متحده]/ˌæntɪhelˈmɪntɪk/
[بریتانیا]/ˌæntɪhelˈmɪntɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا نام‌گذاری داروهایی که کرم‌های گیاهی را از بین می‌برند یا از بین می‌گذارند
n. دارویی که برای درمان عفونت‌های ناشی از کرم‌های گیاهی (هلمینت‌ها) استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

antihelmintic drug

داروی ضد کرم

antihelmintic treatment

درمان ضد کرم

antihelmintic therapy

درمانی ضد کرم

antihelmintic agent

ماده ضد کرم

antihelmintic medication

داروی ضد کرم

antihelmintic effects

اثرات ضد کرم

antihelmintic activity

فعالیت ضد کرم

antihelmintic properties

خواص ضد کرم

antihelmintics

داروهای ضد کرم

antihelmintic use

کاربرد ضد کرم

جملات نمونه

the veterinarian prescribed an antihelmintic drug to treat the dog's parasitic infection.

دروغ ضد کرم‌های گوسفندی برای درمان عفونت پarasitic سگ تجویز شد.

regular antihelmintic treatment is essential for maintaining livestock health.

درمان منظم با داروهای ضد کرم برای حفظ سلامت دام‌ها ضروری است.

scientists are studying the antihelmintic properties of certain plant extracts.

دانشمندان ویژگی‌های ضد کرم گیاهان خاص را مورد مطالعه قرار می‌دهند.

drug resistance has become a major concern in antihelmintic therapy.

مقاومت در دارو درمان ضد کرم یک نگرانی اصلی شده است.

the new antihelmintic medication showed promising results in clinical trials.

داروی ضد کرم جدید نتایج وعده‌آور در آزمایش‌های بالینی نشان داد.

doctors recommend prophylactic antihelmintic use for travelers to endemic areas.

پزشکان استفاده پیشگیرانه از داروهای ضد کرم را برای سفرکردها به مناطق انتقالی توصیه می‌کنند.

the study examined the antihelmintic activity of various natural compounds.

این مطالعه فعالیت ضد کرم متنوع ترکیبات طبیعی را بررسی کرد.

farmers use antihelmintic agents to control worm infestations in cattle.

کشاورزان از عوامل ضد کرم برای کنترل عفونت کرم در گاوهای خود استفاده می‌کنند.

the antihelmintic effect was observed within 24 hours of administration.

اثر ضد کرم در 24 ساعت پس از تجویز مشاهده شد.

researchers are developing novel antihelmintic drugs to combat resistant parasites.

پژوهشگران داروهای ضد کرم نوین را برای مقابله با پarasites مقاوم توسعه می‌دهند.

proper dosage is crucial for effective antihelmintic treatment.

مقدار مناسب دارو برای درمان مؤثر ضد کرم حیاتی است.

the antihelmintic resistance in some parasite populations is alarming veterinarians.

مقاومت ضد کرم در برخی جمعیت‌های پarasites دامپزشکان را نگران کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید