antinatal

[ایالات متحده]/ˌæntiˈneɪtl/
[بریتانیا]/ˌæntiˈneɪtl/

ترجمه

adj. مخالف نظریه اینکه بشر باید فرزند داشته باشد؛ مربوط به ضد نatalism
n. فردی که باور دارد تولید مثل از نظر اخلاقی اشتباه است یا باید اجتناب شود

عبارات و ترکیب‌ها

antinatalist philosophy

فیلософی ضد تولد

antinatalist argument

حُجَّت ضد تولد

antinatalist view

نظریه ضد تولد

antinatalism debate

مباحثه ضد تولد

antinatalist position

موضع ضد تولد

embracing antinatalism

پذیرش ضد تولد

antinatalist thinking

فکر ضد تولد

criticizing antinatalism

انتقاد به ضد تولد

antinatalist belief

ایمان ضد تولد

antinatalist perspective

نگاه ضد تولد

جملات نمونه

many philosophers argue that antinatal positions are grounded in concern for future generations.

بیشتر فیلسوفان می‌گویند که موقعیت‌های ضد تولید فرزند مبتنی بر نگرانی نسبت به نسل‌های آینده است.

the antinatal debate often centers on questions of consent and the ethics of bringing new life into existence.

بحث ضد تولید فرزند اغلب حول سوالات مربوط به رضایت و اخلاق ایجاد زندگی‌های جدید است.

she wrote a compelling antinatal essay examining the asymmetry between harm and benefit in existence.

او یک مقاله ضد تولید فرزند جذاب نوشت که ناهمواری بین آسیب و مزیت در وجود را بررسی می‌کند.

some scholars consider antinatal philosophy a logical extension of negative utilitarianism.

برخی از محققان فلسفه ضد تولید فرزند را یک گسترش منطقی از اولویت‌گرایی منفی می‌دانند.

the antinatal movement gained traction through online forums and philosophical discussions.

حرکت ضد تولید فرزند از طریق انجمن‌های آنلاین و بحث‌های فلسفی پیشرفت کرد.

critics of antinatalism argue that life contains sufficient value to justify its continuation.

انتقادات به ضد تولید فرزند می‌گویند که زندگی دارای ارزش کافی برای توجیه ادامه آن است.

her antinatal views stem from deep reflections on suffering and the natural world.

نظرات ضد تولید فرزند او از تفکرات عمیق درباره‌ی رنج و جهان طبیعی ناشی می‌شود.

the antinatal argument claims that non-existence cannot harm anyone while existence can.

استدلال ضد تولید فرزند می‌گوید که عدم وجود هیچ‌کس را نمی‌تواند آسیب بزند در حالی که وجود می‌تواند آسیب بزند.

he presented an antinatal perspective during the ethics conference last month.

او در کنفرانس اخلاق ماه گذشته یک دیدگاه ضد تولید فرزند ارائه کرد.

antinatal literature frequently cites philosophical precedents from ancient greek thinkers.

ادبیات ضد تولید فرزند اغلب از پیش‌گویی‌های فلسفی از فکرکردن‌های یونانی باستان اشاره می‌کند.

the antinatal position maintains that preventing birth is the most compassionate choice.

وضعیت ضد تولید فرزند حفظ می‌کند که جلوگیری از تولید فرزند انتخاب مerciful‌تر است.

some find antinatal philosophy bleak while others consider it profoundly honest.

برخی از افراد فلسفه ضد تولید فرزند را تاریک می‌یابند در حالی که دیگران آن را صادقانه‌ای عمیق می‌پندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید