antiproteolytic

[ایالات متحده]/[ˌæntiˈprɒtɪˌɒlɪtɪk]/
[بریتانیا]/[ˌæntiˈproʊtɪˌɒlɪtɪk]/

ترجمه

adj. مربوط به یا مهار کننده تجزیه پروتئین‌ها.
n. یک ماده که تجزیه پروتئین‌ها را مهار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

antiproteolytic activity

فعالیت ضد پروتئولیتیک

measuring antiproteolytic

اندازه گیری ضد پروتئولیتیک

antiproteolytic enzymes

آنزیم های ضد پروتئولیتیک

increased antiproteolytic

افزایش ضد پروتئولیتیک

antiproteolytic effect

اثر ضد پروتئولیتیک

with antiproteolytic

با ضد پروتئولیتیک

antiproteolytic capacity

قدرت ضد پروتئولیتیک

antiproteolytic response

پاسخ ضد پروتئولیتیک

role of antiproteolytic

نقش ضد پروتئولیتیک

antiproteolytic levels

سطح ضد پروتئولیتیک

جملات نمونه

the enzyme exhibited strong antiproteolytic activity against trypsin.

این آنزیم فعالیت ضد پروتئولیتیک قوی علیه تریپسین نشان داد.

antiproteolytic factors are crucial for maintaining extracellular matrix integrity.

عوامل ضد پروتئولیتیک برای حفظ سلامت ماتریس خارج سلولی ضروری هستند.

increased antiproteolytic capacity can protect against tissue damage following injury.

افزایش ظرفیت ضد پروتئولیتیک می‌تواند در برابر آسیب بافت پس از آسیب محافظت کند.

the study investigated the role of antiproteolytic enzymes in wound healing.

این مطالعه نقش آنزیم‌های ضد پروتئولیتیک در بهبود جراحی را بررسی کرد.

a deficiency in antiproteolytic proteins can contribute to inflammatory diseases.

کمبود پروتئین‌های ضد پروتئولیتیک می‌تواند به بیماری‌های التهابی منجر شود.

the researchers measured antiproteolytic activity in plasma samples.

پژوهشگران فعالیت ضد پروتئولیتیک را در نمونه‌های پلاسمایی اندازه گیری کردند.

certain peptides possess significant antiproteolytic properties.

برخی پپتیدها خواص ضد پروتئولیتیک معناداری دارند.

antiproteolytic mechanisms are important in preventing fibrin degradation.

مکانیزم‌های ضد پروتئولیتیک در جلوگیری از تجزیه فیبرین مهم هستند.

the drug's effect on antiproteolytic pathways was carefully evaluated.

اثر دارو بر مسیرهای ضد پروتئولیتیک با دقت ارزیابی شد.

understanding antiproteolytic regulation is key to developing new therapies.

فهم تنظیم ضد پروتئولیتیک کلید توسعه درمان‌های جدید است.

the cells upregulated their antiproteolytic defenses under stress conditions.

سلول‌ها در شرایط استرس دفاع‌های ضد پروتئولیتیک خود را افزایش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید