antitumor

[ایالات متحده]/ænˈtjuːmɔːr/
[بریتانیا]/anˈtiːˌtuːmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با یا استفاده شده در درمان تومورها
n. ماده‌ای که رشد تومورها را مهار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

antitumor drug

داروی ضدتومور

antitumor activity

فعالیت ضدتومور

antitumor therapy

درمان ضدتومور

antitumor effect

اثر ضدتومور

antitumor agent

عامل ضدتومور

antitumor response

پاسخ ضدتومور

antitumor potential

ظرفیت ضدتومور

antitumor study

مطالعه ضدتومور

antitumor mechanism

مکانیسم ضدتومور

antitumor screening

غربالگری ضدتومور

جملات نمونه

the drug has shown promising antitumor activity.

دارو اثر ضد سرطانی امیدوار کننده نشان داده است.

researchers are exploring new antitumor therapies.

محققان در حال بررسی درمان‌های جدید ضد سرطان هستند.

immunotherapy is a type of antitumor treatment.

ایمونوتراپی نوعی درمان ضد سرطان است.

the study focuses on the development of novel antitumor agents.

این مطالعه بر توسعه عوامل ضد سرطانی جدید تمرکز دارد.

antitumor drugs can have severe side effects.

داروهای ضد سرطان می‌توانند عوارض جانبی جدی داشته باشند.

scientists are working to enhance the efficacy of antitumor treatments.

دانشمندان در تلاش برای افزایش اثربخشی درمان‌های ضد سرطان هستند.

the combination therapy showed synergistic antitumor effects.

درمان ترکیبی اثر ضد سرطانی افزایشی نشان داد.

antitumor activity is a key factor in cancer treatment.

اثر ضد سرطانی یک عامل کلیدی در درمان سرطان است.

early detection and antitumor intervention can improve patient outcomes.

تشخیص زودهنگام و مداخله ضد سرطان می‌تواند نتایج بیمار را بهبود بخشد.

the goal of antitumor research is to eradicate cancer.

هدف تحقیقات ضد سرطان از بین بردن سرطان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید