aphelion

[ایالات متحده]/ˈæfɪliən/
[بریتانیا]/əˈfɛliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای در مدار یک جسم آسمانی که در آن از خورشید دورترین است.
شکل‌های واژه
جمعaphelia

عبارات و ترکیب‌ها

at aphelion

در حضیض

the aphelion distance

فاصله حضیض

earth's aphelion

حضیض زمین

orbital aphelion

حضیض مداری

reaching aphelion

رسیدن به حضیض

during aphelion

در طول حضیض

جملات نمونه

the earth reaches aphelion in july each year.

زمین در هر سال در ماه جولای به دورترین نقطه مدار خود می‌رسد.

aphelion is the point in the orbit farthest from the sun.

حلزون نقطه‌ای در مدار است که دورترین نقطه از خورشید است.

understanding aphelion helps in studying planetary motion.

درک حلزون به مطالعه حرکت سیارات کمک می‌کند.

during aphelion, the earth's distance from the sun is at its maximum.

در طول حلزون، فاصله زمین از خورشید در حداکثر خود است.

scientists observe changes in climate during aphelion and perihelion.

دانشمندان تغییرات آب و هوا را در طول حلزون و حضوری مشاهده می‌کنند.

the concept of aphelion is crucial in astronomy.

مفهوم حلزون در اخترناسی علمی بسیار مهم است.

aphelion affects the length of seasons on earth.

حلزون بر طول فصول در زمین تأثیر می‌گذارد.

many planets have their own unique aphelion distances.

بسیاری از سیارات فواصل حلزون منحصربه‌فرد خود را دارند.

calculating aphelion requires knowledge of orbital mechanics.

محاسبه حلزون به دانش مکانیک مداری نیاز دارد.

astrophysicists study the effects of aphelion on satellite orbits.

دانشمندان اختر فیزیک اثرات حلزون بر مدار ماهواره‌ها را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید