satellite

[ایالات متحده]/ˈsætəlaɪt/
[بریتانیا]/ˈsætəlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیء ساخته دست انسان که به مدار اطراف زمین، سیاره دیگر یا ماه پرتاب شده است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

communication satellite

ماهواره مخابراتی

weather satellite

ماهواره هواشناسی

artificial satellite

ماهواره مصنوعی

satellite imagery

تصویر ماهواره‌ای

satellite navigation

ناوبری ماهواره‌ای

satellite dish

آنتن ماهواره

satellite communication

ارتباط ماهواره‌ای

satellite television

ماهواره تلویزیونی

satellite remote sensing

سنجش از راه دور ماهواره‌ای

satellite image

تصویر ماهواره

communications satellite

ماهواره مخابراتی

meteorological satellite

ماهواره هواشناسی

satellite antenna

آنتن ماهواره

satellite town

شهر ماهواره‌ای

satellite tracking

ردیابی ماهواره

navigation satellite

ماهواره ناوبری

spy satellite

ماهواره تجسسی

satellite transmission

ارسال ماهواره‌ای

satellite city

شهر ماهواره‌ای

satellite phone

تلفن ماهواره‌ای

satellite altimetry

ارتفاع‌سنجی ماهواره‌ای

جملات نمونه

throw a satellite into space

پرتاب یک ماهواره به فضا

The moon is a satellite of the earth.

ماه یک ماهواره زمین است.

to launch an iridium satellite

پرتاب یک ماهواره زیرکونیوم

a man-made satellite

یک ماهواره ساخته دست بشر

a live satellite link-up.

ارتباط ماهواره‌ای زنده

a satellite's circle around the earth.

مدار ماهواره به دور زمین.

a satellite's -eye view of global warming.

دید هوایی ماهواره از گرمایش جهانی

a satellite feed from Washington.

یک پخش ماهواره‌ای از واشنگتن.

they set up a satellite link with Tokyo.

آنها یک ارتباط ماهواره‌ای با توکیو برقرار کردند.

satellites of Uranus

ماهواره‌های اورانوس

satellite telecommunications; satellite countries in the Eastern Bloc.

ماهواره برای مخابرات؛ کشورهای ماهواره‌ای در بلوک شرق.

satellite offices in London and New York.

دفاتر ماهواره‌ای در لندن و نیویورک.

Our satellite itself will orbit around the moon for a period of two days.

ماهواره ما به مدت دو روز در مدار ماه قرار خواهد گرفت.

When was the satellite city founded?

چه زمانی شهر ماهواره‌ای تاسیس شد؟

نمونه‌های واقعی

There are already satellites beaming Internet to earth.

در حال حاضر ماهواره‌هایی وجود دارند که اینترنت را به زمین ارسال می‌کنند.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

Okay, we got 12 satellites up there.

باشه، ما 12 ماهواره در آن بالا داریم.

منبع: The Martian Original Soundtrack

But satellite pictures have revealed a surprising twist.

اما تصاویر ماهواره‌ای یک پیچش غیرمنتظره را نشان داده‌اند.

منبع: Beautiful China

It launched a satellite that has a unique mission.

یک ماهواره با مأموریت منحصر به فرد پرتاب کرد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

China has launched an experimental satellite into orbit.

چین یک ماهواره آزمایشی را به مدار پرتاب کرده است.

منبع: CRI Online March 2021 Collection

I have no natural satellites that orbit around me.

من هیچ ماهواره طبیعی که در مدار من بگردد ندارم.

منبع: Children's Encyclopedia Song

The rocket carried an Earth observation satellite called ALOS-3.

راکت یک ماهواره رصد زمین به نام ALOS-3 را حمل کرد.

منبع: VOA Special March 2023 Collection

China has sent a new ocean-monitoring satellite into orbit.

چین یک ماهواره جدید پایش اقیانوس را به مدار فرستاده است.

منبع: CRI Online October 2020 Collection

There's also satellite TV in the apartments.

همچنین تلویزیون ماهواره‌ای در آپارتمان‌ها وجود دارد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 9

A spacecraft that orbits Earth is sometimes called a satellite.

یک فضاپیما که به دور زمین می‌چرخد، گاهی اوقات ماهواره نامیده می‌شود.

منبع: NASA Micro Classroom

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید