apology

[ایالات متحده]/əˈpɒlədʒi/
[بریتانیا]/əˈpɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز پشیمانی یا ندامت به خاطر انجام یا گفتن چیزی نادرست؛ یک ابراز عذرخواهی کتبی یا گفتاری
Word Forms
جمعapologies

عبارات و ترکیب‌ها

make an apology

ابراز پشیمانی

issue an apology

ارائه عذرخواهی

sincere apology

عذرخواهی صمیمانه

a poor apology

یک عذرخواهی ضعیف

جملات نمونه

It's a sad apology for a hat.

یک عذرخواهی غم انگیز برای یک کلاه.

It is a sad apology for a hat.

یک عذرخواهی غم انگیز برای یک کلاه.

wrote in an apology at the end of the note.

در پایان یادداشت، عذرخواهی نوشت.

demand an apology from sb.

درخواست عذرخواهی از کسی کردن.

He is a poor apology for an actor.

او یک عذرخواهی ضعیف برای یک بازیگر است.

conditional acceptance of the apology;

پذیرش مشروط عذرخواهی;

His apology was sincere.

عذرخواهی او صادقانه بود.

The sagging cot was a poor apology for a bed.

تخت سست یک عذرخواهی ضعیف برای یک تخت بود.

a report that is an apology for capital punishment;

گزارشی که عذرخواهی برای مجازات اعدام است;

my apologies for the delay.

به دلیل تاخیر، عذرخواهی می کنم.

we were shown into an apology for a bedroom.

ما به اتاقی که به عنوان یک اتاق خواب معرفی شده بود، راهنمایی شدیم.

Her apology was shot with irony.

عذرخواهی او با طنز آمیخته شده بود.

phrased the apology with delicacy.

عذرخواهی را با ظرافت بیان کرد.

We can take (it) as read that an apology was given.

می توانیم فرض کنیم که عذرخواهی داده شده است.

considered misgovernment to be a justification for revolution.See Synonyms at apology

به عنوان توجیهی برای انقلاب، سوء حکومت را در نظر گرفت. برای یافتن مترادف ها به بخش عذرخواهی مراجعه کنید.

The demand for an apology was pointedly refused.

درخواست عذرخواهی به طور قاطعانه رد شد.

It was a mistake. My profuse apologies.

این یک اشتباه بود. عذرخواهی های فراوان من.

the Prime Minister demanded an apology from the ambassador.

نخست وزیر خواستار عذرخواهی از سفیر شد.

نمونه‌های واقعی

My total ignorance of the connection must plead my apology.

نادانی کامل من از ارتباط باید عذرخواهی من را توجیه کند.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

President Karzai didn't ask for an apology, there was no discussion of an apology.

رئیس کرزای درخواست عذرخواهی نکرد، هیچ بحثی در مورد عذرخواهی وجود نداشت.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

You're the one that owes the apology to me.

شما کسی هستید که باید به من عذرخواهی کنید.

منبع: Modern Family Season 6

You owe him an apology this minute.

شما باید همین الان به او عذرخواهی کنید.

منبع: Modern Family - Season 08

Yes. He said to make his apologies.

بله. او گفت عذرخواهی کند.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

It seems I owe you an apology.

به نظر می‌رسد که من باید از شما عذرخواهی کنم.

منبع: Young Sheldon Season 5

I managed an apology and pulled away.

من عذرخواهی کردم و دور شدم.

منبع: Flowers for Algernon

I think you owe someone an apology.

فکر می‌کنم شما باید به کسی عذرخواهی کنید.

منبع: Films

Viv, I owe you a very big apology.

ویو، من یک عذرخواهی بزرگ از شما به خاطر دارم.

منبع: American Horror Story Season 1

I knew it. I owe you an apology.

من می‌دانستم. من باید به شما عذرخواهی کنم.

منبع: Super Girl Season 2 S02

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید