blame

[ایالات متحده]/bleɪm/
[بریتانیا]/bleɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. عیب جویی کردن; مسئول دانستن
n. مسئولیت برای یک عیب یا اشتباه; عمل سرزنش کردن
Word Forms
زمان گذشتهblamed
شکل سوم شخص مفردblames
قسمت سوم فعلblamed
صفت یا فعل حال استمراریblaming
جمعblames

عبارات و ترکیب‌ها

shift the blame

انتقال دادن تقصیر

blame game

بازی تقصیر

take the blame

پذیرش تقصیر

blameless

بی‌گناه

share the blame

تقصیر را تقسیم کردن

deserve the blame

تقصیر را به جا بیاورید

place the blame

قرار دادن تقصیر

blame for

تقصیر برای

bear the blame

تحمل تقصیر

جملات نمونه

he was to blame for their deaths.

او مسئول مرگ آنها بود.

They laid the blame on us.

آنها مقصر دانستن ما.

divide the blame with sb.

تقصیر را با کسی تقسیم کنید.

fix the blame on a person

مقصر را به یک شخص نسبت دهید.

No blame is imputable to him.

هیچ تقصیری متوجه او نیست.

affix blame to him.

مقصر دانستن او.

they blame youth crime on unemployment.

آنها جرم و جنایت جوانان را به بیکاری نسبت می‌دهند.

it is futile to allocate blame for this.

تلاش برای متهم کردن کسی در این مورد بی‌فایده است.

shift the blame on to someone else

تقصیر را به گردن شخص دیگری بیندازید.

I'm bound to blame him.

من مجبورم او را مقصر بدانم.

exonerate sb. from blame

کسی را از تقصیر تبرئه کنید.

fastened the blame on the weather.

تقصیر را به خاطر آب و هوا نسبت دادند.

learning to place the blame where it belongs.

یادگیری قرار دادن تقصیر در جای مناسب.

they are trying to put the blame on us.

آنها سعی می‌کنند تقصیر را به گردن ما بیندازند.

you can't blame the wee fella.

نمی‌توانید آن پسر کوچولو را مقصر بدانید.

for this we can only blame ourselves.

برای این ما فقط خودمان را مقصر می‌دانیم.

commentators put some of the blame on Congress.

ناظران مقداری از تقصیر را به گردن کنگره انداختند.

she's shifting the blame on to me.

او تقصیر را به گردن من می‌اندازد.

نمونه‌های واقعی

Don't blame me. Blame your pal, biology.

من مقصر نیستم. مقصر دوستت، زیست شناسی است.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

You can blame me. You can blame my father.

می‌توانی من را مقصر بدانی. می‌توانی پدرم را مقصر بدانی.

منبع: Loving Vincent: The Mystery of the Starry Night

When he lost, he shouldered the blame.

وقتی شکست خورد، تقصیر را به دوش کشید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Some colony losses have been blamed on pesticides.

برخی از تلفات کلنی به دلیل سموم دفع آفات مقصر دانسته‌شده‌اند.

منبع: CNN Listening Compilation December 2020

Agreed. You can hardly blame people for worrying, though.

موافقم. نمی‌توانی آن‌ها را به خاطر نگرانی‌شان سرزنش کنی.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

An irresponsible person deserves to be blamed and punished.

یک فرد بی‌مسئولتی لیاقت سرزنش و مجازات دارد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

And how 'bout you just take some blame?

و چطور این‌طور؟ فقط کمی تقصیر را به دوش بگیرید؟

منبع: Music live performance

They've remained silent. The government, however, is blaming them.

آن‌ها سکوت کرده‌اند. با این حال، دولت آن‌ها را مقصر می‌داند.

منبع: NPR News October 2017 Collection

But the government - they are obviously pinning the blame on them.

اما دولت - آن‌ها به وضوح تقصیر را به گردن آن‌ها می‌اندازند.

منبع: NPR News January 2020 Compilation

A) They shift the blame to others.

الف) آن‌ها تقصیر را به گردن دیگران می‌اندازند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید