| جمع | apothecaries |
I am an apothecary of that hospital.
من یک داروساز در آن بیمارستان هستم.
a boxer is a pugilist, an apothecary is a chemist, a wigmaker is an artist,
یک بوکسور یک جنگجو است، یک داروساز یک شیمیدان است، یک سازنده کلاه یک هنرمند است،
The apothecary prepared a special herbal remedy for the patient.
داروساز یک داروی گیاهی خاص برای بیمار تهیه کرد.
In the olden days, an apothecary would create custom medicines for each individual.
در دوران قدیم، یک داروساز داروهای سفارشی برای هر فردی تهیه میکرد.
The apothecary carefully measured out the ingredients for the potion.
داروساز با دقت مواد لازم برای معجون را اندازه گیری کرد.
She visited the local apothecary to buy some ointment for her skin.
او برای خرید کمی کرم برای پوستش به داروسازی محلی رفت.
The apothecary's shop was filled with jars of colorful herbs and spices.
فروشگاه داروساز پر از شیشههای گیاهان و ادویههای رنگارنگ بود.
The apothecary's knowledge of herbal remedies was extensive.
دانش داروساز در مورد درمانهای گیاهی گسترده بود.
People in the village trusted the apothecary to provide effective treatments.
مردم روستا به داروساز برای ارائه درمانهای موثر اعتماد داشتند.
The apothecary's skills in mixing potions were legendary.
مهارتهای داروساز در مخلوط کردن معجونها افسانهای بود.
The apothecary's apprentice learned how to grind herbs and mix ingredients.
شاگرد داروساز یاد گرفت که چگونه گیاهان را آسیاب کند و مواد را مخلوط کند.
The apothecary's shop was a gathering place for those seeking natural remedies.
فروشگاه داروساز مکانی برای گردهم آمدن کسانی بود که به دنبال درمانهای طبیعی بودند.
I am an apothecary of that hospital.
من یک داروساز در آن بیمارستان هستم.
a boxer is a pugilist, an apothecary is a chemist, a wigmaker is an artist,
یک بوکسور یک جنگجو است، یک داروساز یک شیمیدان است، یک سازنده کلاه یک هنرمند است،
The apothecary prepared a special herbal remedy for the patient.
داروساز یک داروی گیاهی خاص برای بیمار تهیه کرد.
In the olden days, an apothecary would create custom medicines for each individual.
در دوران قدیم، یک داروساز داروهای سفارشی برای هر فردی تهیه میکرد.
The apothecary carefully measured out the ingredients for the potion.
داروساز با دقت مواد لازم برای معجون را اندازه گیری کرد.
She visited the local apothecary to buy some ointment for her skin.
او برای خرید کمی کرم برای پوستش به داروسازی محلی رفت.
The apothecary's shop was filled with jars of colorful herbs and spices.
فروشگاه داروساز پر از شیشههای گیاهان و ادویههای رنگارنگ بود.
The apothecary's knowledge of herbal remedies was extensive.
دانش داروساز در مورد درمانهای گیاهی گسترده بود.
People in the village trusted the apothecary to provide effective treatments.
مردم روستا به داروساز برای ارائه درمانهای موثر اعتماد داشتند.
The apothecary's skills in mixing potions were legendary.
مهارتهای داروساز در مخلوط کردن معجونها افسانهای بود.
The apothecary's apprentice learned how to grind herbs and mix ingredients.
شاگرد داروساز یاد گرفت که چگونه گیاهان را آسیاب کند و مواد را مخلوط کند.
The apothecary's shop was a gathering place for those seeking natural remedies.
فروشگاه داروساز مکانی برای گردهم آمدن کسانی بود که به دنبال درمانهای طبیعی بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید