| جمع | druggists |
local druggist
داروساز محلی
trusted druggist
داروساز مورد اعتماد
village druggist
داروساز دهکده
pharmacy druggist
داروساز داروخانه
experienced druggist
داروساز با تجربه
community druggist
داروساز جامعه
retail druggist
داروساز خردهفروش
licensed druggist
داروساز دارای مجوز
family druggist
داروساز خانوادگی
online druggist
داروساز آنلاین
the druggist provided me with the necessary medication.
داروساز داروی مورد نیاز را در اختیار من قرار داد.
i asked the druggist for advice on over-the-counter remedies.
من از داروساز در مورد درمانهای بدون نسخه مشورت گرفتم.
the local druggist knows all the best health tips.
داروساز محلی همه بهترین نکات بهداشتی را میداند.
my druggist always greets me with a smile.
داروساز من همیشه با لبخند با من خوش و بش میکند.
the druggist recommended a new vitamin supplement.
داروساز یک مکمل ویتامین جدید توصیه کرد.
she works as a druggist in a busy pharmacy.
او به عنوان داروساز در یک داروخانه شلوغ کار میکند.
the druggist explained how to properly use the medication.
داروساز نحوه استفاده صحیح از دارو را توضیح داد.
i trust my druggist's expertise in health matters.
من به تخصص داروسازم در امور بهداشتی اعتماد دارم.
the druggist helped me find a substitute for my prescription.
داروساز به من کمک کرد تا جایگزینی برای نسخه ام پیدا کنم.
it’s important to consult with a druggist before taking new medicine.
قبل از مصرف داروی جدید مهم است که با یک داروساز مشورت کنید.
local druggist
داروساز محلی
trusted druggist
داروساز مورد اعتماد
village druggist
داروساز دهکده
pharmacy druggist
داروساز داروخانه
experienced druggist
داروساز با تجربه
community druggist
داروساز جامعه
retail druggist
داروساز خردهفروش
licensed druggist
داروساز دارای مجوز
family druggist
داروساز خانوادگی
online druggist
داروساز آنلاین
the druggist provided me with the necessary medication.
داروساز داروی مورد نیاز را در اختیار من قرار داد.
i asked the druggist for advice on over-the-counter remedies.
من از داروساز در مورد درمانهای بدون نسخه مشورت گرفتم.
the local druggist knows all the best health tips.
داروساز محلی همه بهترین نکات بهداشتی را میداند.
my druggist always greets me with a smile.
داروساز من همیشه با لبخند با من خوش و بش میکند.
the druggist recommended a new vitamin supplement.
داروساز یک مکمل ویتامین جدید توصیه کرد.
she works as a druggist in a busy pharmacy.
او به عنوان داروساز در یک داروخانه شلوغ کار میکند.
the druggist explained how to properly use the medication.
داروساز نحوه استفاده صحیح از دارو را توضیح داد.
i trust my druggist's expertise in health matters.
من به تخصص داروسازم در امور بهداشتی اعتماد دارم.
the druggist helped me find a substitute for my prescription.
داروساز به من کمک کرد تا جایگزینی برای نسخه ام پیدا کنم.
it’s important to consult with a druggist before taking new medicine.
قبل از مصرف داروی جدید مهم است که با یک داروساز مشورت کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید