apparitions

[ایالات متحده]/ˌæpəˈrɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæpərˈiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظهور ارواح یا موجودات ماورایی؛ دیدن ارواح؛ دیدگاه‌ها یا رویدادهای غیرمعمول یا چشم‌گیر

عبارات و ترکیب‌ها

reports of apparitions

گزارش‌هایی از ارواح

جملات نمونه

many people claim to have seen apparitions in the old mansion.

بسیاری از مردم ادعا می‌کنند که ارواح را در خانه قدیمی دیده‌اند.

the apparitions appeared only at midnight.

ارواح فقط در نیمه‌شب ظاهر می‌شدند.

some cultures believe that apparitions are messages from the dead.

برخی از فرهنگ‌ها معتقدند که ارواح پیام‌هایی از جانب مردگان هستند.

she was terrified by the apparitions during the haunted tour.

او در طول تور ارواطی از ارواح وحشت داشت.

photographers often try to capture apparitions on camera.

عکاسان اغلب سعی می‌کنند ارواح را در دوربین ثبت کنند.

the legend speaks of apparitions that protect the village.

افسانه از ارواحی می‌گوید که از روستا محافظت می‌کنند.

his stories about apparitions fascinated the audience.

داستان‌های او درباره ارواح مخاطبان را مجذوب خود کرد.

some people dismiss apparitions as mere hallucinations.

برخی از مردم ارواح را صرفاً توهم می‌پندارند.

in literature, apparitions often symbolize unresolved issues.

در ادبیات، ارواح اغلب نمادی از مسائل حل‌نشده هستند.

the ghost hunter specializes in investigating apparitions.

شکارچی ارواح در تحقیق درباره ارواح تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید