appetizers

[ایالات متحده]/ˈæpətaɪzərz/
[بریتانیا]/ˌæp ə t aɪ z ər z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف‌های کوچک که قبل از وعده غذایی سرو می‌شوند تا اشتها را تحریک کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

appetizers and entrees

پیش‌دردها و غذاهای اصلی

light appetizers

پیش‌دردهای سبک

hot appetizers

پیش‌دردهای داغ

appetizers platter

سینی پیش‌درد

vegan appetizers

پیش‌دردهای گیاهی

classic appetizers

پیش‌دردهای کلاسیک

appetizer menu

منوی پیش‌درد

جملات نمونه

we ordered a variety of appetizers for the party.

ما انواع غذاهای پیش‌غذا را برای مهمانی سفارش دادیم.

appetizers are a great way to start a meal.

غذاهای پیش‌غذا راهی عالی برای شروع یک وعده غذایی هستند.

my favorite appetizers include bruschetta and stuffed mushrooms.

غذاهای پیش‌غذا مورد علاقه من عبارتند از بروسکتا و قارچ‌های پر شده.

we served appetizers while waiting for the main course.

ما در حالی که منتظر غذای اصلی بودیم، غذاهای پیش‌غذا سرو کردیم.

she loves trying new appetizers at different restaurants.

او عاشق امتحان کردن غذاهای پیش‌غذا جدید در رستوران‌های مختلف است.

they paired their wine with delicious seafood appetizers.

آنها شراب خود را با غذاهای پیش‌غذای دریایی خوشمزه همراه کردند.

at the buffet, there were many cold appetizers to choose from.

در بوفه، انواع غذاهای پیش‌غذا سرد برای انتخاب وجود داشت.

we decided to make our own appetizers for the gathering.

ما تصمیم گرفتیم غذاهای پیش‌غذا خود را برای جمع شدن درست کنیم.

some appetizers can be quite filling, so be careful.

برخی از غذاهای پیش‌غذا می‌توانند بسیار سیر کننده باشند، پس مراقب باشید.

he recommended the spicy appetizers on the menu.

او غذاهای پیش‌غذاهای تند موجود در منو را توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید