desserts

[ایالات متحده]/dɪˈzɜːts/
[بریتانیا]/dɪˈzɜrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(غذای شیرین که در پایان یک وعده غذایی سرو می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

sweet desserts

دسرهای شیرین

frozen desserts

دسرهای یخ‌زده

chocolate desserts

دسرهای شکلاتی

fruit desserts

دسرهای میوه‌ای

gourmet desserts

دسرهای مجلسی

decadent desserts

شیرینی‌های مجلل

traditional desserts

دسرهای سنتی

homemade desserts

دسرهای خانگی

easy desserts

دسرهای آسان

mini desserts

دسرهای کوچک

جملات نمونه

i love trying new desserts at different restaurants.

من عاشق امتحان دسرهای جدید در رستوران‌های مختلف هستم.

she baked a variety of desserts for the party.

او انواع مختلف دسرهای خوشمزه را برای مهمانی پخت.

many desserts are made with chocolate and cream.

بسیاری از دسرها با شکلات و خامه درست می‌شوند.

they serve the best desserts in town.

آنها بهترین دسرها را در شهر ارائه می‌دهند.

we should save room for desserts after dinner.

ما باید برای دسر بعد از شام جایی بگذاریم.

homemade desserts can be a delightful treat.

دسرهای خانگی می‌توانند یک خوراکی لذت‌بخش باشند.

she has a passion for creating unique desserts.

او شور و اشتیاقی برای خلق دسرهای منحصر به فرد دارد.

seasonal fruits can enhance the flavor of desserts.

میوه‌های فصلی می‌توانند طعم دسرهای شما را افزایش دهند.

some desserts are best enjoyed chilled.

برخی از دسرها بهتر است سرد سرو شوند.

we ordered a selection of desserts to share.

ما مجموعه‌ای از دسرها را برای به اشتراک گذاشتن سفارش دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید