aquamarine

[ایالات متحده]/ˌækwəmə'riːn/
[بریتانیا]/ˌækwəmə'rin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سنگ قیمتی سبز-آبی، یک رنگ آبی-سبز
Word Forms

جملات نمونه

the aquamarine of the Atlantic Ocean.

رنگ آبی-سبز آب اقیانوس اطلس

Aquamarine, Bixbite, Emerald, Fire Beryl™ - Goshenite and Heliodor are all members of the Beryl family.

آکوامارین، بیکسبیت، زمرد، فایربریل - گشنزیت و هلیدور همگی از اعضای خانواده بریل هستند.

Aquamarine, symbolizing the near perfect clarity and transparency of the ocean, is the big sister of the Beryl family whose relatives also include Bixbite, Goshenite, Emerald, Heliodor and Morganite.

آکوامارین، که نماد وضوح و شفافیت تقریباً کامل اقیانوس است، خواهر بزرگ خانواده بریل است که اقوام آن شامل بیکسبیت، گشنزیت، زمرد، هلیدور و مورگانیت نیز می‌شود.

She wore a beautiful aquamarine necklace to the party.

او یک گردنبند آکوامارین زیبا به مهمانی پوشید.

The aquamarine waters of the Caribbean are stunning.

آب‌های آکوامارین دریای کارائیب خیره‌کننده است.

He gifted her a pair of aquamarine earrings for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد به او جفتی گوشواره آکوامارین داد.

The aquamarine gemstone is known for its calming properties.

سنگ قیمتی آکوامارین به خاطر خواص آرام‌بخش آن شناخته شده است.

Her eyes sparkled like aquamarine in the sunlight.

چشمانش در نور خورشید مانند آکوامارین می‌درخشید.

The aquamarine color of the dress complemented her skin tone perfectly.

رنگ آکوامارین لباس به خوبی با رنگ پوستش هماهنگ بود.

The aquamarine bracelet added a touch of elegance to her outfit.

دستبند آکوامارین ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد.

The aquamarine hues of the sunset painted the sky in beautiful shades.

رنگ‌های آکوامارین غروب خورشید آسمان را در رنگ‌های زیبا نقاشی کرد.

She decorated her living room with aquamarine accents for a fresh look.

او اتاق نشیمن خود را با جزئیات آکوامارین برای داشتن ظاهری نو و تازه تزئین کرد.

The aquamarine crystal was believed to bring good luck and protection.

باور می‌شد که کریستال آکوامارین خوش‌شانسی و محافظت را به ارمغان می‌آورد.

نمونه‌های واقعی

His aquamarine eyes had a faintly thoughtful expression, but his lips smiled.

چشمان آبی-سبزش حالتی متفکرانه اما ملایمی داشت، اما لبخند می زد.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

So in English, the name for this bluish green colour is aqua and that colour is very similar to aquamarine which is this bright greenish-blue colour, a little different.

بنابراین در انگلیسی، نام این رنگ آبی-سبز، آبی است و آن رنگ بسیار شبیه به آبی دریایی است که یک رنگ سبز-آبی روشن است، کمی متفاوت.

منبع: Emma's delicious English

Methane is really good at absorbing red light, which means the light we see reflected from Uranus is mostly green and blue, making the planet look distinctly cyan or aquamarine.

متان در جذب نور قرمز واقعاً خوب است، به این معنی که نوری که از اورانوس بازتاب شده و می بینیم بیشتر سبز و آبی است و باعث می شود سیاره به طور متمایز آبی مایل به سبز یا آبی دریایی به نظر برسد.

منبع: Crash Course Astronomy

She could see so clearly now that he was only a childish fancy, no more important really than her spoiled desire for the aquamarine earbobs she had coaxed out of Gerald.

او اکنون به وضوح می دید که او فقط یک خیال کودکانه است، واقعاً مهم تر از هوس های لوس او برای گوشواره های آبی دریایی که از جرالد گرفته بود.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید