arachnophilic

[ایالات متحده]//ærækˈnɒfɪlɪk//
[بریتانیا]//ærækˈnɑːfɪlɪk//

ترجمه

adj. دارای یا نشان دادن جذب غیر معمولی به یا علاقه ای به پارچه‌ها؛ مربوط به عاشقان پارچه.

عبارات و ترکیب‌ها

arachnophilic tendencies

خواص عاشقانه پیچ

arachnophilic behavior

رفتار عاشقانه پیچ

arachnophilic fascination

جذب عاشقانه پیچ

arachnophilic personality

شخصیت عاشقانه پیچ

arachnophilic individual

فرد عاشقانه پیچ

arachnophilic interest

علاقه عاشقانه پیچ

arachnophilic obsession

هوس عاشقانه پیچ

arachnophilic disposition

خصلت عاشقانه پیچ

arachnophilic nature

طبیعت عاشقانه پیچ

arachnophilic condition

وضعیت عاشقانه پیچ

جملات نمونه

the arachnophilic researcher has dedicated her career to studying spider behavior.

پژوهشگر عاشق پیچک‌ها خود را به مطالعه رفتار پیچک‌ها وقف داده است.

he maintains an arachnophilic collection of exotic tarantulas in his apartment.

او در آپارتمان خود جمع‌آوری عاشقانه‌ای از تارانتول‌های نادر دارد.

arachnophilic enthusiasts often gather at specialized forums to share their passion.

علاقه‌مندان به پیچک‌ها اغلب در فوروم‌های متخصص در میان خود جمع می‌شوند تا عشق خود را به اشتراک بگذارند.

her arachnophilic tendencies became apparent when she rescued a wounded spider as a child.

تغییرات عاشقانه‌ای او زمانی آشکار شد که در کودکی یک پیچک زخمی را نجات داد.

the arachnophilic community spans across multiple continents and cultures.

جامعه عاشقان پیچک‌ها در چند قاره و فرهنگ مختلف گسترده است.

arachnophilic photographers spend hours waiting for the perfect shot of orb-weavers.

عکاسان عاشق پیچک‌ها ساعات در انتظار لحظه‌ای کامل برای گرفتن عکس از پیچک‌های چرخ‌باز می‌گذرانند.

his arachnophilic hobby eventually evolved into a professional pursuit.

علاقه‌مندی عاشقانه‌ای او در نهایت به یک پیگیری حرفه‌ای تبدیل شد.

arachnophilic artists create stunning paintings that highlight the beauty of spider silk.

هنرمندان عاشق پیچک‌ها نقاشی‌های زیبایی ایجاد می‌کنند که زیبایی نخ پیچک را تاکید می‌کنند.

the documentary explored the surprising world of arachnophilic subculture.

مستند به دنیای شگفت‌انگیز زیرفرهنگ عاشقان پیچک‌ها پرداخت.

she demonstrated remarkable arachnophilic confidence when handling the venomous species.

او در زمانی که با گونه‌های سمی سروکار داشت، اعتماد عاشقانه‌ای بسیار خاص نشان داد.

online forums have created spaces for arachnophilic individuals to connect globally.

форوم‌های آنلاین فضاهایی را برای افراد عاشق پیچک‌ها ایجاد کرده‌اند تا به طور جهانی با هم ارتباط برقرار کنند.

arachnophilic behavior in humans may stem from early positive experiences with nature.

رفتار عاشقانه به پیچک‌ها در انسان‌ها ممکن است از تجربیات مثبت زودتر با طبیعت ناشی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید