arachnophobic

[ایالات متحده]/ærəkˈnəʊfəʊbɪk/
[بریتانیا]/ærəkˈnoʊfoʊbɪk/

ترجمه

n. شخصی که ترس شدید از عنکبوت‌ها دارد
adj. مبتلا به یا مشخص شده توسط ترس شدید از عنکبوت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

arachnophobic person

شخص مبتلا به فوبیای عنکبوت

arachnophobics

افراد مبتلا به فوبیای عنکبوت

admittedly arachnophobic

اعتراف می‌کنم که مبتلا به فوبیای عنکبوت هستم

deeply arachnophobic

به شدت مبتلا به فوبیای عنکبوت

becoming arachnophobic

در حال ابتلا به فوبیای عنکبوت

extremely arachnophobic

به شدت مبتلا به فوبیای عنکبوت

genuinely arachnophobic

واقعاً مبتلا به فوبیای عنکبوت

arachnophobic reaction

واکنش مبتلا به فوبیای عنکبوت

arachnophobic tendencies

گرایش‌های مبتلا به فوبیای عنکبوت

arachnophobic behavior

رفتار مبتلا به فوبیای عنکبوت

جملات نمونه

she is deeply arachnophobic and refuses to enter rooms with windows left open.

او به شدت از عنکبوت‌ها می‌ترسد و از ورود به اتاق‌هایی که پنجره‌ها باز هستند خودداری می‌کند.

the arachnophobic individual broke out in a cold sweat at the sight of a spider.

فرد مبتلا به ترس از عنکبوت‌ها در دیدن یک عنکبوت عرق سرد کرد.

his arachnophobic reaction was so severe that he fainted when he saw a spider crawling across the floor.

واکنش او به ترس از عنکبوت‌ها به حدی شدید بود که با دیدن عنکبوتی که روی زمین خزیده بود، از هوش رفت.

the therapist specializes in treating arachnophobic patients using exposure therapy.

درمانگر در درمان بیماران مبتلا به ترس از عنکبوت‌ها با استفاده از درمان قرارگیری تخصص دارد.

even mildly arachnophobic people can experience panic attacks when encountering large spiders.

حتی افراد با ترس خفیف از عنکبوت‌ها نیز ممکن است در مواجهه با عنکبوت‌های بزرگ دچار حملات پانیک شوند.

her arachnophobic tendencies have worsened since the childhood incident with the spider in her bedroom.

گرایش‌های ترس او از عنکبوت‌ها از زمانی که در کودکی با عنکبوتی در اتاق خوابش مواجه شد، بدتر شده است.

the documentary triggered an arachnophobic response in viewers who had never shown fear of spiders before.

فیلم مستند باعث ایجاد واکنش ترس از عنکبوت‌ها در بینندگان شد که قبلاً نشان نداده بودند که از عنکبوت‌ها می‌ترسند.

he developed arachnophobic symptoms after watching a horror movie about giant spiders.

او پس از تماشای یک فیلم ترسناک درباره عنکبوت‌های غول پیکر علائم ترس از عنکبوت‌ها را بروز داد.

the arachnophobic boy refused to go to summer camp because he was afraid of encountering spiders in nature.

پسر ترس از عنکبوت‌ها از رفتن به کمپ تابستانی امتناع کرد زیرا از مواجهه با عنکبوت‌ها در طبیعت می‌ترسید.

treatment for arachnophobic disorder typically involves gradual desensitization techniques.

درمان اختلال ترس از عنکبوت‌ها معمولاً شامل تکنیک‌های بی‌حس کردن تدریجی است.

she has been arachnophobic since she watched her mother scream at a spider when she was five years old.

او از زمانی که پنج ساله بود و مادرش را در حال فریاد زدن به سمت یک عنکبوت دید، ترس از عنکبوت‌ها داشته است.

the arachnophobic man hired an exterminator to remove every spider from his home, even harmless ones.

مرد ترس از عنکبوت‌ها یک سموم دفع آفات را استخدام کرد تا هر عنکبوتی را از خانه‌اش خارج کند، حتی عنکبوت‌های بی‌ضرر را.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید