arbitrarinesses

[ایالات متحده]/ˌɑːrbɪˈtɹɛərɪnsiz/
[بریتانیا]/ˌɑːr.bɪˈtɹɛr.ən.siːz/

ترجمه

n. وضعیت دلخواه بودن؛ خودسری؛ اقدام‌ها یا تصمیمات مبتنی بر هوس شخصی به جای دلیل یا سیستم

عبارات و ترکیب‌ها

arbitrarinesses in decision-making

خرافات در تصمیم‌گیری

جملات نمونه

the arbitrarinesses of the rules often confuse the players.

تبعیض‌های قوانین اغلب بازیکنان را گیج می‌کند.

we must address the arbitrarinesses in the decision-making process.

ما باید به بی‌منطقی‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری رسیدگی کنیم.

her choices were influenced by the arbitrarinesses of the moment.

تصمیمات او تحت تأثیر بی‌منطقی‌های لحظه قرار گرفت.

the arbitrarinesses in the law can lead to injustice.

بی‌منطقی‌های قانون می‌تواند منجر به بی‌عدالتی شود.

critics pointed out the arbitrarinesses in the policy implementation.

منتقدان به بی‌منطقی‌ها در اجرای سیاست اشاره کردند.

understanding the arbitrarinesses of human behavior is crucial.

درک بی‌منطقی‌های رفتار انسان بسیار مهم است.

the arbitrarinesses of the market can be unpredictable.

بی‌منطقی‌های بازار می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی باشد.

there are many arbitrarinesses in artistic interpretation.

تفسیرهای هنری دارای بی‌منطقی‌های زیادی هستند.

we should minimize the arbitrarinesses in our evaluations.

ما باید بی‌منطقی‌ها را در ارزیابی‌های خود به حداقل برسانیم.

his actions reflected the arbitrarinesses of his emotions.

عمل او بازتابی از بی‌منطقی‌های احساساتش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید