| جمع | archeologies |
study of archeology
مطالعه باستانشناسی
ancient archeology
باستانشناسی باستانی
underwater archeology
باستانشناسی زیر آب
practitioner of archeology
عملگر باستانشناسی
archeology helps us understand ancient civilizations.
باستانشناسی به ما کمک میکند تمدنهای باستانی را درک کنیم.
many students are interested in studying archeology.
بسیاری از دانشآموزان به تحصیل در باستانشناسی علاقه دارند.
the archeology team discovered new artifacts.
تیم باستانشناسی مصنوعات جدیدی را کشف کرد.
archeology provides insights into human history.
باستانشناسی بینشهایی در مورد تاریخ بشر ارائه میدهد.
fieldwork is an essential part of archeology.
کار میدانی بخش ضروریی از باستانشناسی است.
archeology can reveal information about past cultures.
باستانشناسی میتواند اطلاعاتی در مورد فرهنگهای گذشته آشکار کند.
she decided to pursue a career in archeology.
او تصمیم گرفت شغلی در باستانشناسی دنبال کند.
archeology often involves excavating ancient sites.
باستانشناسی اغلب شامل کاوش در مکانهای باستانی است.
they studied archeology to learn about prehistoric life.
آنها باستانشناسی را برای یادگیری در مورد زندگی پیش از تاریخ مطالعه کردند.
archeology requires patience and attention to detail.
باستانشناسی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
study of archeology
مطالعه باستانشناسی
ancient archeology
باستانشناسی باستانی
underwater archeology
باستانشناسی زیر آب
practitioner of archeology
عملگر باستانشناسی
archeology helps us understand ancient civilizations.
باستانشناسی به ما کمک میکند تمدنهای باستانی را درک کنیم.
many students are interested in studying archeology.
بسیاری از دانشآموزان به تحصیل در باستانشناسی علاقه دارند.
the archeology team discovered new artifacts.
تیم باستانشناسی مصنوعات جدیدی را کشف کرد.
archeology provides insights into human history.
باستانشناسی بینشهایی در مورد تاریخ بشر ارائه میدهد.
fieldwork is an essential part of archeology.
کار میدانی بخش ضروریی از باستانشناسی است.
archeology can reveal information about past cultures.
باستانشناسی میتواند اطلاعاتی در مورد فرهنگهای گذشته آشکار کند.
she decided to pursue a career in archeology.
او تصمیم گرفت شغلی در باستانشناسی دنبال کند.
archeology often involves excavating ancient sites.
باستانشناسی اغلب شامل کاوش در مکانهای باستانی است.
they studied archeology to learn about prehistoric life.
آنها باستانشناسی را برای یادگیری در مورد زندگی پیش از تاریخ مطالعه کردند.
archeology requires patience and attention to detail.
باستانشناسی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید