architectured

[ایالات متحده]/ˈɑːr.kɪˌtɛktʃəd/
[بریتانیا]/ˌɑːrk.iˈtɛktʃər.d/

ترجمه

adj. مربوط به طراحی و ساخت ساختمان‌ها یا سیستم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

architectured system

سیستم معماری‌شده

well-architectured solution

راه حل معماری‌شده خوب

architectured for scalability

طراحی شده برای مقیاس پذیری

جملات نمونه

the building was architectured with sustainability in mind.

ساختمان با در نظر گرفتن پایداری طراحی شد.

they architectured the new software to enhance user experience.

آنها نرم افزار جدید را برای بهبود تجربه کاربر طراحی کردند.

the park was architectured to blend with the natural landscape.

پارک به گونه‌ای طراحی شد که با چشم انداز طبیعی ترکیب شود.

she architectured her career path carefully over the years.

او مسیر شغلی خود را در طول سال ها با دقت طراحی کرد.

the city was architectured to accommodate a growing population.

شهر به گونه‌ای طراحی شد که بتواند از افزایش جمعیت پشتیبانی کند.

his ideas were architectured around the concept of innovation.

ایده های او حول مفهوم نوآوری شکل گرفته بود.

the exhibition was architectured to engage visitors interactively.

نمایشگاه به گونه‌ای طراحی شد که بازدیدکنندگان را به طور تعاملی درگیر کند.

the website was architectured for easy navigation.

وب سایت به گونه ای طراحی شده بود که به راحتی قابل پیمایش باشد.

the community center was architectured with accessibility in mind.

مرکز اجتماعی با در نظر گرفتن دسترسی طراحی شد.

they architectured a plan to improve local transportation.

آنها طرحی برای بهبود حمل و نقل محلی طراحی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید