armored

[ایالات متحده]/ˈɑːrməd/
[بریتانیا]/ˈɑːr.mər d/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محافظت شده با زره؛ محافظت شده.

عبارات و ترکیب‌ها

armored car

خودروی زرهی

armored vehicle

وسیله نقلیه زرهی

armored personnel carrier

حامل نفربر زرهی

armored division

دیویزیون زرهی

armored forces

نیروهای زرهی

armored combat unit

واحد رزمی زرهی

armored fist

مشت زرهی

armored train

قطار زرهی

armored knight

شوالیه زرهی

armored suit

زره

جملات نمونه

the military deployed armored vehicles for the operation.

نیروهای نظامی برای انجام عملیات، خودروهای زرهی را مستقر کردند.

he felt safe inside the armored truck during the storm.

او در طول طوفان در داخل کامیون زرهی احساس امنیت کرد.

the armored knight charged into battle with confidence.

شوالیه زره پوش با اعتماد به نفس وارد نبرد شد.

they used armored drones for surveillance over the area.

آنها از پهپادهای زرهی برای نظارت بر منطقه استفاده کردند.

the city invested in armored security for high-profile events.

شهر برای رویدادهای مهم در امنیت زرهی سرمایه گذاری کرد.

armored tanks were crucial during the military exercise.

تانک‌های زرهی در طول تمرین نظامی حیاتی بودند.

the armored personnel carrier transported troops safely.

حامل نفربر زرهی به طور ایمن نیروها را جابجا کرد.

she wore an armored vest for protection while riding.

او در هنگام سواری از یک جلیقه زرهی برای محافظت استفاده کرد.

armored vehicles are essential in conflict zones.

خودروهای زرهی در مناطق جنگی ضروری هستند.

the museum showcased an exhibit on armored warfare.

موزه یک نمایشگاه در مورد جنگ زرهی به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید