fortified walls
دیوارهای مستحکم
fortified castle
قلعه مستحکم
fortified food
غذاهای مستحکم
Sherry is a fortified wine.
شرری یک نوع شراب تقویتشده است.
the town is encircled by fortified walls.
شهر توسط دیوارهاي مستحکم محاصره شده است.
I was fortified by the knowledge that I was in a sympathetic house.
من با این آگاهی که در خانهای همدلانه بودم، تقویت شدم.
He fortified himself with a sandwich.
او با یک ساندویچ خود را تقویت کرد.
Prayer fortified us during our crisis.
نماز در طول بحران ما ما را تقویت کرد.
The friary seemed to have been fortified in such a way as to resemble a fortress.
به نظر میرسید صومعه به گونهای مستحکم شده که شبیه یک قلعه است.
his guidance makes fight of urban assault fortified positions, initiated my army to razzia he organizes the example;
راهنمایی او مبارزه با نقاط مستحکم در حملات شهری را ممکن میکند، ارتش من را برای غارت آغاز میکند، او نمونه را سازماندهی میکند.
fortified walls
دیوارهای مستحکم
fortified castle
قلعه مستحکم
fortified food
غذاهای مستحکم
Sherry is a fortified wine.
شرری یک نوع شراب تقویتشده است.
the town is encircled by fortified walls.
شهر توسط دیوارهاي مستحکم محاصره شده است.
I was fortified by the knowledge that I was in a sympathetic house.
من با این آگاهی که در خانهای همدلانه بودم، تقویت شدم.
He fortified himself with a sandwich.
او با یک ساندویچ خود را تقویت کرد.
Prayer fortified us during our crisis.
نماز در طول بحران ما ما را تقویت کرد.
The friary seemed to have been fortified in such a way as to resemble a fortress.
به نظر میرسید صومعه به گونهای مستحکم شده که شبیه یک قلعه است.
his guidance makes fight of urban assault fortified positions, initiated my army to razzia he organizes the example;
راهنمایی او مبارزه با نقاط مستحکم در حملات شهری را ممکن میکند، ارتش من را برای غارت آغاز میکند، او نمونه را سازماندهی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید