arrears

[ایالات متحده]/ə'rɪəz/
[بریتانیا]/ə'rɪrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بدهی‌ها یا تعهدات پرداخت نشده یا معوقه؛ کارها یا وظایف ناتمام.

جملات نمونه

he was suing the lessee for the arrears of rent.

او با مستاجی به دلیل بدهی اجاره‌بها شکایت می‌کرد.

I have to clear off arrears of work and correspondence.

من باید بدهی‌های کاری و مکاتبه را تسویه کنم.

The payments on that car loan are in arrears by three months.

پرداخت‌های وام خودرو به مدت سه ماه معوقه است.

I am two or three letters in arrears.

من دو یا سه نامه معوقه دارم.

They were in arrears with their mortgage, so their home was repossessed.

آنها در پرداخت وام مسکن خود عقب بودند، بنابراین خانه آنها تملک شد.

I received a curt letter telling me I was in arrears on my mortgage payments.

نامه ای کوتاه دریافت کردم که به من اطلاع داد بدهی وام مسکن دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید