prepaid

[ایالات متحده]/priː'peɪd/
[بریتانیا]/ˌpri'ped/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیش پرداخت شده; قبلاً پرداخت شده

عبارات و ترکیب‌ها

prepaid card

کارت اعتباری از پیش پرداخت شده

prepaid plan

طرح پیش‌پرداخت

freight prepaid

پرداخت هزینه حمل و نقل

marked freight prepaid

هزینه حمل و نقل پرداخت شده

prepaid expense

هزینه پرداخت شده

جملات نمونه

c.The words "freight prepayable" or "freight to be prepaid" or words of similar effect, if appearing on transport documents, will not be accepted as constituting evidence of the payment of freight.

c. واژه‌های «پرداخت هزینه حمل و نقل» یا «هزینه حمل و نقل باید پرداخت شود» یا واژه‌های مشابه، در صورت درج در اسناد حمل و نقل، به‌عنوان مدرک پرداخت هزینه حمل و نقل پذیرفته نخواهند شد.

The words "freight prepayable" or "freight to be prepaid" or words of similar effect, if appearing on transport documents, will not be accepted as constituting evidence of the payment of freight.

واژه‌های «پرداخت هزینه حمل و نقل» یا «هزینه‌های حمل و نقل باید پرداخت شود» یا واژه‌های مشابه، در صورت درج در اسناد حمل و نقل، به‌عنوان مدرک پرداخت هزینه حمل و نقل پذیرفته نخواهند شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید