arrives

[ایالات متحده]/əˈraɪvz/
[بریتانیا]/ərˈaɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک مقصد رسیدن؛ به یک مکان یا نقطه در زمان آمدن؛ اتفاق افتادن یا روی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

arrives on time

به موقع می‌رسد

arrives safely

به سلامت می‌رسد

arrives unexpectedly

به طور غیرمنتظره می‌رسد

arrives early

زود می‌رسد

arrives late

دیر می‌رسد

arrives by train

با قطار می‌رسد

arrives via plane

با هواپیما می‌رسد

جملات نمونه

when the train arrives, we will leave.

وقتی قطار می‌رسد، ما خواهیم رفت.

the package finally arrives after a long wait.

بسته پس از یک انتظار طولانی سرانجام می‌رسد.

she always feels excited when her birthday arrives.

وقتی تولدش می‌رسد، او همیشه احساس هیجان می‌کند.

it’s important to be ready when the opportunity arrives.

وقتی فرصت می‌رسد، مهم است که آماده باشید.

he arrives at work early to avoid traffic.

او برای جلوگیری از ترافیک زود به محل کار می‌رسد.

the moment the guests arrive, the party begins.

در لحظه‌ای که مهمانان می‌رسند، مهمانی شروع می‌شود.

as winter arrives, the days become shorter.

با رسیدن زمستان، روزها کوتاه‌تر می‌شوند.

she hopes her letter arrives before the deadline.

او امیدوار است نامه‌اش قبل از مهلت مقرر برسد.

once the sun arrives, we can start the picnic.

وقتی خورشید می‌رسد، می‌توانیم پیک‌نیک را شروع کنیم.

he always checks the schedule to see when the bus arrives.

او همیشه برنامه را بررسی می‌کند تا ببیند اتوبوس چه زمانی می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید