reach

[ایالات متحده]/riːtʃ/
[بریتانیا]/ritʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رسیدن به یا آمدن به؛ تماس با
vt. & vi. دست خود را دراز کردن؛ کشیدن
n. فاصله‌ای که در دسترس است
Word Forms
شکل سوم شخص مفردreaches
جمعreaches
زمان گذشتهreached
صفت یا فعل حال استمراریreaching
قسمت سوم فعلreached

عبارات و ترکیب‌ها

reach out

تماس بگیر

reach for

رسیدن به

reach an agreement

به توافق برسيد

out of reach

دست یافتنی نبود

within reach

در دسترس

hard to reach

دستیابی به آن سخت است

beyond the reach

فراتر از دسترس

reach the standard

استاندارد را برسانید

reach up

بالا برس

reach a consensus

رسیدن به توافق

upper reach

دامنه بالاتر

lower reach

دامنه پایین

reach over

بالای سر برسان

reach into

وارد شوید

reach out for

به سمت ... دراز کنید

global reach

دسترسی جهانی

reach a conclusion

به نتیجه برسید

reach at

به ... برس

جملات نمونه

reach (an) identity of views

رسیدن به یک وحدت نظر

reach sb. a kick

رسیدن به کسی ضربه

couldn't reach the shelf.

نتوانستم به قفسه برسم.

Reach me the sugar.

شکر را به من بده.

reaching for the sky.

به سوی آسمان دست دراز کردن.

to reach an identity of views

رسیدن به یک وحدت نظر

within reach of the shops

در دسترس مغازه‌ها

to reach this stage is a great achievement.

رسیدن به این مرحله یک دستاورد بزرگ است.

on a broad reach they are magnificent craft.

در یک گستره پهن، آنها کشتی‌های باشکوهی هستند.

they reach upward to browse on bushes.

آنها به سمت بالا می رسند تا در بوته ها جستجو کنند.

reach me those glasses.

آن عینک‌ها را به من بده.

she made a reach for him.

او به سمت او دست دراز کرد.

reach the limit of one's patience

به حد صبر خود برسید.

reach the limit of one's resource

به حد منابع خود برسید.

It's beyond the reach of human aid.

این فراتر از دسترس کمک‌های انسانی است.

outside the reach of the law;

در خارج از دسترس قانون;

نمونه‌های واقعی

What though its goal Be never reached?

حتی اگر هدف هرگز به دست نیاید؟

منبع: Selected Literary Poems

It will take a far reaching vision.

این نیاز به یک دیدگاه دوررس دارد.

منبع: United Nations Youth Speech

Go all the way down the stairs until you reach the boiler room...

تا زمانی که به اتاق دیگهای رسيدید، تمام پله ها را پایین بروید...

منبع: Spirited Away Selection

A while later, they reached an island.

بعد از مدتی، آنها به جزیره ای رسیدند.

منبع: The Adventures of Tom Sawyer (Simplified Edition)

I made a strenuous effort to reach the top of the mountain.

من برای رسیدن به بالای کوه تلاش زیادی کردم.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

The number of underskirts could even reach a hundred.

تعداد دامن های زیر می تواند حتی به صد برسد.

منبع: Master of Reciting Short Stories

The journey ahead is long and arduous but with determined steps, we will reach our destination.

سفر پیش رو طولانی و طاقت فرسا است اما با گام های مصمم، ما به مقصد خود خواهیم رسید.

منبع: Xi Jinping's speech.

He reaches out to us for rescue.

او برای نجات به ما کمک می رسد.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 4

Reward yourself with little gifts when you reach incremental goals.

وقتی به اهداف تدریجی می رسیدید، خودتان را با هدایای کوچک پاداش دهید.

منبع: Beauty and Fashion English

We reach territories all over the world.

ما به سرزمین های سراسر جهان می رسیم.

منبع: The Life Philosophy of Stars (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید