artisanry

[ایالات متحده]/ˈɑːtɪsənri/
[بریتانیا]/ˌɑːrtɪˈzænri/

ترجمه

n. مهارت ساخت اشیاء با دست، به ویژه اشیاء ساخته شده به طور سنتی.

عبارات و ترکیب‌ها

demonstrate exceptional artisanry

نشان دادن مهارت‌های هنری استثنایی

جملات نمونه

artisanry is a skill that requires years of practice.

هنر و صنعت مهارتی است که سال‌ها تمرین نیاز دارد.

the artisanry of handmade furniture is highly valued.

هنر و صنعت مبلمان دست ساز بسیار ارزشمند است.

she learned the artisanry of pottery from her grandmother.

او هنر سفالگری را از مادربزرگش یاد گرفت.

artisanry reflects the culture and traditions of a community.

هنر و صنعت بازتابی از فرهنگ و سنت‌های یک جامعه است.

many people appreciate the artisanry behind gourmet food.

بسیاری از مردم هنر و صنعت پشت غذای خوشمزه را ارج می‌نهند.

his artisanry in leatherworking gained him recognition.

مهارت او در کار با چرم باعث شد مورد توجه قرار گیرد.

the festival celebrated local artisanry and craftsmanship.

جشنواره به مناسبت هنر و صنعت و مهارت‌های محلی برگزار شد.

artisanry can often be seen in traditional textile making.

اغلب می‌توان هنر و صنعت را در تولید پارچه‌های سنتی مشاهده کرد.

she admired the artisanry of the jewelry displayed at the fair.

او از هنر و صنعت جواهرات به نمایش گذاشته شده در نمایشگاه تحسین کرد.

learning artisanry can lead to a fulfilling career.

یادگیری هنر و صنعت می‌تواند منجر به یک شغل رضایت بخش شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید