ascendents

[ایالات متحده]/əˈsɛndənts/
[بریتانیا]/əˈsɛnˌdən ts/

ترجمه

adj. در حال افزایش; غالب; در حال افزایش; غالب; در حال افزایش; غالب; در حال افزایش; غالب

عبارات و ترکیب‌ها

know one's ascendents

شناخت نیاکان

tracing one's ascendents

ردیابی نیاکان

honor one's ascendents

احترام گذاشتن به نیاکان

lineage of ascendents

تبار نیاکان

worshiping one's ascendents

عبادت نیاکان

جملات نمونه

my ascendents have greatly influenced my life choices.

نیاکان من تأثیر بسزایی بر انتخاب‌های زندگی من داشته‌اند.

understanding the values of our ascendents is important.

درک ارزش‌های نیاکانمان مهم است.

many traditions are passed down from ascendents to descendants.

رسوم بسیاری از نیاکان به نوادگان منتقل می‌شوند.

researching my ascendents has become a fascinating hobby.

تحقیق درباره نیاکانم به یک سرگرمی جذاب تبدیل شده است.

my ascendents came from various cultures.

نیاکان من از فرهنگ‌های مختلف بودند.

family reunions help us connect with our ascendents.

دیدارها و گردهمایی‌های خانوادگی به ما کمک می‌کنند تا با نیاکانمان ارتباط برقرار کنیم.

stories of my ascendents inspire me every day.

داستان‌های نیاکانم هر روز الهام‌بخش من هستند.

tracing the lineage of my ascendents has been enlightening.

ردیابی نسب نیاکانم روشنگر بوده است.

my ascendents faced many challenges throughout history.

نیاکان من در طول تاریخ با چالش‌های زیادی روبرو بودند.

honoring our ascendents is a way to preserve our heritage.

احترام به نیاکانمان راهی برای حفظ میراث فرهنگی ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید