assailing

[ایالات متحده]/əˈseɪlɪŋ/
[بریتانیا]/əˈseɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت حمله کردن; به صورت کلامی یا عاطفی حمله کردن; به طور مداوم و تهاجمی سوال کردن; با قاطعیت مواجه شدن; به طور جسورانه روبرو شدن

عبارات و ترکیب‌ها

assailing his critics

حمله به منتقدانش

assailing the senses

حمله به حواس‌ها

assailing the coastline

حمله به خط ساحلی

assailing his authority

حمله به اقتدار او

assailing the fortress

حمله به قلعه

assailing his position

حمله به جایگاه او

assailing her innocence

حمله به معصومیت او

جملات نمونه

the critics are assailing the new movie for its weak plot.

منتقدان در حال حمله به فیلم جدید به دلیل طرح ضعیف آن هستند.

he felt overwhelmed as the questions kept assailing him.

او احساس غرق شدن کرد زیرا سؤالات به او ادامه دادند.

the soldiers were assailing the enemy's stronghold.

سربازان در حال حمله به سنگر دشمن بودند.

she was assailed by doubts before her performance.

او قبل از اجرا مورد حمله تردید قرار گرفت.

news of the scandal is assailing the politician's reputation.

اخبار رسوایی به شهرت سیاستمدار حمله می کند.

he was assailed by a wave of nostalgia while looking at old photos.

او در حالی که عکس های قدیمی را تماشا می کرد، مورد حمله یک موج نوستالژی قرار گرفت.

the storm was assailing the coastal town with heavy winds.

طوفان با وزش شدید باد به شهر ساحلی حمله می کرد.

she felt like she was being assailed by conflicting emotions.

او احساس کرد که مورد حمله احساسات متضاد قرار گرفته است.

the lawyer was assailed with questions during the trial.

وکیل در طول محاکمه با سؤالات مورد حمله قرار گرفت.

his mind was assailed by memories of the past.

ذهنش با خاطرات گذشته مورد حمله قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید