protecting

[ایالات متحده]/prəˈtɛktɪŋ/
[بریتانیا]/prəˈtɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری protect؛ محافظت کردن یا از آسیب دور نگه داشتن؛ تضمین کردن؛ فراهم کردن حمایت تعرفه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

protecting rights

حفاظت از حقوق

protecting children

حفاظت از کودکان

protecting privacy

حفاظت از حریم خصوصی

protecting nature

حفاظت از طبیعت

protecting data

حفاظت از داده‌ها

protecting wildlife

حفاظت از حیات وحش

protecting interests

حفاظت از منافع

protecting health

حفاظت از سلامت

protecting assets

حفاظت از دارایی‌ها

protecting environment

حفاظت از محیط زیست

جملات نمونه

protecting the environment is essential for future generations.

محافظت از محیط زیست برای نسل های آینده ضروری است.

she is dedicated to protecting wildlife in her region.

او به محافظت از حیات وحش در منطقه خود اختصاص داده است.

the government is responsible for protecting its citizens.

دولت مسئول محافظت از شهروندان است.

we are protecting our data with advanced security measures.

ما داده های خود را با اقدامات امنیتی پیشرفته محافظت می کنیم.

protecting children from harm is a top priority.

محافظت از کودکان در برابر آسیب یک اولویت اصلی است.

they are focused on protecting cultural heritage sites.

آنها بر حفاظت از مکان های دارای ارزش فرهنگی متمرکز هستند.

protecting personal information online is crucial.

محافظت از اطلاعات شخصی آنلاین بسیار مهم است.

he is committed to protecting the rights of workers.

او متعهد به حمایت از حقوق کارگران است.

protecting our planet requires collective effort.

محافظت از سیاره ما نیازمند تلاش جمعی است.

they are actively protecting endangered species.

آنها به طور فعال در حال محافظت از گونه های در معرض خطر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید