assimilative

[ایالات متحده]/ˌæsɪmɪˈleɪtɪv/
[بریتانیا]/ˌæsəˈmɪl.ə.tɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به جذب یا جذب شدن؛ تمایل به جذب دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

assimilative process

فرآیند هم‌گون‌سازی

assimilative power

توانایی هم‌گون‌سازی

an assimilative approach

رویکرد هم‌گون‌کننده

assimilative learning

یادگیری هم‌گون‌کننده

highly assimilative culture

فرهنگ به شدت هم‌گون‌کننده

assimilative capacity

ظرفیت هم‌گون‌سازی

an assimilative society

جامعه هم‌گون‌کننده

جملات نمونه

the assimilative process helps cultures blend together.

فرآیند همگون‌سازی به فرهنگ‌ها کمک می‌کند تا با هم ترکیب شوند.

her assimilative skills made her a great team player.

مهارت‌های همگون‌سازی او باعث شد یک هم‌تیمی عالی باشد.

children are often more assimilative than adults.

کودکان اغلب بیشتر از بزرگسالان همگون هستند.

the assimilative nature of language learning is crucial.

طبیعت همگون‌ساز یادگیری زبان بسیار مهم است.

his assimilative approach to new ideas impressed everyone.

رویکرد همگون‌ساز او نسبت به ایده‌های جدید همه را تحت تأثیر قرار داد.

we need an assimilative strategy for integrating new technologies.

ما به یک استراتژی همگون‌ساز برای ادغام فناوری‌های جدید نیاز داریم.

the assimilative dynamics of the community foster unity.

پویایی‌های همگون‌ساز جامعه باعث ایجاد وحدت می‌شوند.

her assimilative learning style benefits her education.

سبک یادگیری همگون‌ساز او به تحصیلش کمک می‌کند.

they adopted an assimilative method to enhance collaboration.

آنها یک روش همگون‌ساز برای افزایش همکاری اتخاذ کردند.

the assimilative effect of globalization is evident everywhere.

اثر همگون‌ساز جهانی‌سازی در همه جا آشکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید