rejecting

[ایالات متحده]/rɪˈdʒɛktɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈdʒɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. امتناع از پذیرش یا توافق با چیزی؛ استفاده نکردن از چیزی به دلیل کیفیت پایین؛ حذف یا رد کردن؛ پذیرش نکردن یک مورد یا پیشنهاد

عبارات و ترکیب‌ها

rejecting offers

رد پیشنهادها

rejecting proposals

رد پروپوزال‌ها

rejecting help

رد کمک

rejecting advice

رد مشاوره

rejecting ideas

رد ایده‌ها

rejecting applications

رد درخواست‌ها

rejecting feedback

رد بازخورد

rejecting criticism

رد انتقادات

rejecting requests

رد درخواست‌ها

rejecting invitations

رد دعوت‌ها

جملات نمونه

she is rejecting the offer from the company.

او پیشنهاد شرکت را رد می‌کند.

rejecting negative thoughts can improve your mental health.

رد کردن افکار منفی می‌تواند سلامت روان شما را بهبود بخشد.

he was rejecting all forms of criticism.

او تمام اشکال انتقاد را رد می‌کرد.

they are rejecting the proposal for a new project.

آنها پیشنهاد یک پروژه جدید را رد می‌کنند.

rejecting the past is essential for moving forward.

رد کردن گذشته برای پیشرفت ضروری است.

she is rejecting the idea of relocating for work.

او ایده جابجایی برای کار را رد می‌کند.

rejecting help can lead to unnecessary struggles.

رد کردن کمک می‌تواند منجر به مشکلات غیرضروری شود.

he is rejecting the notion that money brings happiness.

او این باور را که پول شادی می‌آورد رد می‌کند.

rejecting stereotypes is important for equality.

رد کردن کلیشه‌ها برای برابری مهم است.

they are rejecting the idea of a traditional wedding.

آنها ایده یک عروسی سنتی را رد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید