assuaging

[ایالات متحده]/əˈsjuːɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsūˌidʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کم کردن نگرانی، ناراحتی یا درد کسی

عبارات و ترکیب‌ها

assuaging concerns

کاهش نگرانی‌ها

assuaging fears

کاهش ترس‌ها

assuaging pain

کاهش درد

assuaging the public

کاهش نگرانی‌های عمومی

جملات نمونه

she spoke softly, assuaging his fears about the future.

او با لحنی ملایم صحبت کرد و ترس‌های او را در مورد آینده کاهش داد.

the therapist focused on assuaging her anxiety during the session.

در طول جلسه، درمانگر بر کاهش اضطراب او تمرکز کرد.

he tried assuaging the concerns of the team with a reassuring message.

او سعی کرد با یک پیام دلگرم‌کننده نگرانی‌های تیم را کاهش دهد.

assuaging public fears is crucial for effective leadership.

کاهش ترس‌های عمومی برای رهبری مؤثر حیاتی است.

the government issued a statement assuaging citizens' worries about safety.

دولت بیانیه‌ای صادر کرد تا نگرانی‌های شهروندان را در مورد ایمنی کاهش دهد.

her gentle touch was assuaging the child's distress.

لمس ملایم او باعث کاهش ناراحتی کودک شد.

they are working on assuaging the impact of the economic downturn.

آنها در حال تلاش برای کاهش تأثیر رکود اقتصادی هستند.

assuaging his guilt was a long and difficult process.

کاهش احساس گناه او یک فرآیند طولانی و دشوار بود.

the doctor provided reassurance, assuaging her fears about the surgery.

پزشک اطمینان خاطر داد و ترس‌های او را در مورد عمل جراحی کاهش داد.

community leaders are assuaging tensions among different groups.

رهبران جامعه در حال کاهش تنش‌ها بین گروه‌های مختلف هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید