assumedly

[ایالات متحده]/əˈsjuːmdli/
[بریتانیا]/əˈsʌmdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. ظاهراً; احتمالاً

عبارات و ترکیب‌ها

assumedly speaking

احتمالا در حال صحبت کردن

assumedly correct

احتمالا درست

assumedly the best

احتمالا بهترین

assumedly harmless

احتمالا بی ضرر

assumedly unaware

احتمالا بی‌ اطلاع

assumedly responsible

احتمالا مسئول

assumedly inevitable

احتمالا اجتناب ناپذیر

assumedly related

احتمالا مرتبط

assumedly similar

احتمالا مشابه

جملات نمونه

assumedly, he will arrive by noon.

احتمالاً او تا ظهر خواهد رسید.

assumedly, the meeting has been postponed.

احتمالاً جلسه به تعویق افتاده است.

assumedly, she has already made her decision.

احتمالاً او قبلاً تصمیم خود را گرفته است.

assumedly, they will finish the project on time.

احتمالاً آنها پروژه را به موقع به پایان خواهند رساند.

assumedly, the weather will be nice this weekend.

احتمالاً هوا این آخر هفته خوب خواهد بود.

assumedly, the results will be published next week.

احتمالاً نتایج هفته آینده منتشر خواهند شد.

assumedly, he has all the necessary qualifications.

احتمالاً او تمام شرایط لازم را دارد.

assumedly, the new policy will benefit many people.

احتمالاً سیاست جدید به نفع بسیاری از مردم خواهد بود.

assumedly, they will address the issue soon.

احتمالاً آنها به زودی به این موضوع رسیدگی خواهند کرد.

assumedly, the team will win the championship.

احتمالاً تیم قهرمانی را بدست خواهد آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید