assure

[ایالات متحده]/əˈʃʊə(r)/
[بریتانیا]/əˈʃʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

اعتماد یا آرامش را به کسی ارائه دادن با حذف شک یا ترس؛ اطمینان یا یقین حاصل کردن
Word Forms
زمان گذشتهassured
قسمت سوم فعلassured
شکل سوم شخص مفردassures
صفت یا فعل حال استمراریassuring
جمعassures

عبارات و ترکیب‌ها

reassure

اطمینان دادن

assuredly

مطمئناً

self-assured

مطمئن از خود

assure oneself

اطمینان حاصل کردن

assure of

اطمینان از

جملات نمونه

I assure you (that)there's no danger.

من به شما اطمینان می‌دهم که خطری وجود ندارد.

Let me assure you that it was not intentional.

اجازه دهید به شما اطمینان دهم که این عمدی نبود.

assured beyond all doubt.

مطمئن فراتر از هر شک.

they assured him of their full confidence.

آنها اطمینان خاطر کامل خود را به او اطمینان دادند.

you would be assured of a welcome.

شما از استقبال اطمینان حاصل خواهید کرد.

paints with an assured hand.

با دست مطمئن نقاشی می‌کند.

Nothing can assure permanent happiness.

هیچ چیز نمی‌تواند خوشبختی دائمی را تضمین کند.

I can assure you of the reliability of the news.

من می‌توانم به شما از قابلیت اطمینان اخبار اطمینان دهم.

an assured demand for such goods

یک تقاضای مطمئن برای چنین کالاهایی

He assured me success.

او به من اطمینان داد که موفق خواهم بود.

Our precautions ensured our safety.See Usage Note at assure

احتیاط‌های ما تضمین ایمنی ما را کرد. برای اطلاعات بیشتر به بخش استفاده در مورد اطمینان مراجعه کنید.

she assured herself that he was asleep.

او به خودش اطمینان داد که او خوابیده است.

it behoves the House to assure itself that there is no conceivable alternative.

وظیفه مجلس این است که به خودش اطمینان دهد که هیچ جایگزینی قابل تصور وجود ندارد.

the hotel assures every guest of personal attention.

هتل به هر مهمانی توجه شخصی را تضمین می‌کند.

beneath that assured exterior, she's vulnerable.

تحت آن ظاهر مطمئن، او آسیب پذیر است.

نمونه‌های واقعی

The battle is perennial and victory is never assured.

نبرد دائمی است و پیروزی هرگز تضمین شده نیست.

منبع: 21 Days of Intensive Listening to Famous Speeches

Not much, I can assure you. And you?

خیلی زیاد نیست، من به شما اطمینان می دهم. و شما؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Action in the Republican-controlled House is far from assured.

اقدام در مجلس تحت کنترل جمهوری‌خواهان دور از اطمینان است.

منبع: VOA Standard July 2013 Collection

This contract assures the company's profit this year.

این قرارداد سود شرکت را امسال تضمین می‌کند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

We can never be completely assured that they won't.

ما هرگز نمی‌توانیم کاملاً مطمئن باشیم که آن‌ها این کار را نخواهند کرد.

منبع: The school of life

But with climate change, that supply chain is no longer assured.

اما با تغییرات آب و هوایی، آن زنجیره تامین دیگر تضمین شده نیست.

منبع: Time

Union leaders say they've been assured by several mayor hopefuls.

رهبران اتحادیه می‌گویند که توسط چندین نامزد شهرداری اطمینان داده شده است.

منبع: NPR News February 2013 Collection

Her sainthood, and presumably her health, was pretty much assured from then on.

کِرمِ او و به احتمال زیاد سلامتی‌اش از آن پس تقریباً تضمین شده بود.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

When the North and South reunited, how their new society would function was not assured.

وقتی شمال و جنوب دوباره متحد شدند، مشخص نبود که جامعه جدیدشان چگونه کار خواهد کرد.

منبع: Encyclopædia Britannica

Rest assured, this matter will be handled with the utmost discretion.

مطمئن باشید، این موضوع با بالاترین سطح احتیاط رسیدگی خواهد شد.

منبع: Deadly Women

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید