ensure public security
تامین امنیت عمومی
ensure from
اطمینان از
ensure that you are familiar with the heating controls.
اطمینان حاصل کنید که با سیستم های گرمایشی آشنا هستید.
ensure that the skirting is straight and plumb.
اطمینان حاصل کنید که پایهها صاف و تراز هستند.
A letter of introduction will ensure you an interview.
یک معرفی نامه شانس دریافت مصاحبه را برای شما فراهم می کند.
We ensured it to be pure.
ما اطمینان حاصل کردیم که خالص باشد.
This medicine will ensure you a good night's sleep.
این دارو شما را به یک خواب راحت اطمینان می دهد.
Vaccinations ensure one against diseases.
واکسیناسیون ها یک فرد را در برابر بیماری ها ایمن می کنند.
No one can ensure you from failure.
هیچ کس نمی تواند شما را از شکست مصون نگه دارد.
Ensure that all the waste is properly and safely disposed of.
اطمینان حاصل کنید که تمام زباله ها به درستی و با خیال راحت دفع شوند.
a commonality of interest ensures cooperation.
یک نقطه مشترک منافع، همکاری را تضمین می کند.
ensure metal fittings are electrically bonded to earth.
اطمینان حاصل کنید که اتصالات فلزی به طور الکتریکی به زمین متصل شده اند.
a system that ensures that the pupil's real needs are identified.
یک سیستم که اطمینان حاصل می کند که نیازهای واقعی دانش آموز شناسایی می شود.
it's a natty little invention to ensure that the bottle is absolutely watertight.
این یک اختراع کوچک و زیبا برای اطمینان از کاملاً ضد آب بودن بطری است.
ensure that the food doesn't overcook during reheating.
اطمینان حاصل کنید که غذا در هنگام گرم کردن بیش از حد پخته نشود.
a team of salvage experts to ensure the recovery of family possessions.
تیمی از کارشناسان بازیابی برای اطمینان از بازیابی دارایی های خانواده.
communication was routinized to ensure consistency of information.
ارتباطات به صورت روتین درآمده بود تا از یکنواختی اطلاعات اطمینان حاصل شود.
check to ensure that all nuts and bolts are secure.
بررسی کنید تا اطمینان حاصل شود که تمام مهره ها و پیچ ها محکم هستند.
ensure timeous completion and posting of applications.
اطمینان از تکمیل و ارسال به موقع درخواستها.
Nothing can ensure the continuance of love.
هیچ چیز نمیتواند تداوم عشق را تضمین کند.
منبع: Returning HomeIn conclusion, the article says innovative ideas alone do not ensure success.
در نتیجه، مقاله میگوید که ایده های نوآورانه به تنهایی نمی توانند موفقیت را تضمین کنند.
منبع: CET-4 Listening Comprehension - News ReportSamaritan is our best chance to ensure your safety.
سامریتن بهترین شانس ما برای اطمینان از ایمنی شماست.
منبع: TV series Person of Interest Season 3It's important for me to ensure that it's preserved.
برای من مهم است که اطمینان حاصل کنم که حفظ شود.
منبع: Lonely Planet Travel GuideLocal governments are stepping up efforts to ensure supplies of medicine.
دولت های محلی در تلاشند تا با افزایش تلاش ها، تامین دارو را تضمین کنند.
منبع: CRI Online December 2022 CollectionEnsuring fairness in the workplace isn't easy.
تضمین عدالت در محیط کار آسان نیست.
منبع: Crash Course: Business in the WorkplaceEnsure you have a rest, whatever that might look like.
مطمئن شوید که استراحت می کنید، مهم نیست چه شکلی دارد.
منبع: Selected English short passagesAnd its name ensures mostly continued anonymity.
و نام آن بیشتر حامی ناشناس ماندن است.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014" Transparency ensures both reasoned decision-making and official accountability" .
"شفافیت تضمین می کند هم تصمیم گیری منطقی و هم پاسخگویی رسمی." .
منبع: VOA Daily Standard May 2020 CollectionLateef said achieving the potential to ensure food security has been a joint effort.
لطیف گفت دستیابی به پتانسیل تامین امنیت غذایی یک تلاش مشترک بوده است.
منبع: VOA Standard May 2014 Collectionensure public security
تامین امنیت عمومی
ensure from
اطمینان از
ensure that you are familiar with the heating controls.
اطمینان حاصل کنید که با سیستم های گرمایشی آشنا هستید.
ensure that the skirting is straight and plumb.
اطمینان حاصل کنید که پایهها صاف و تراز هستند.
A letter of introduction will ensure you an interview.
یک معرفی نامه شانس دریافت مصاحبه را برای شما فراهم می کند.
We ensured it to be pure.
ما اطمینان حاصل کردیم که خالص باشد.
This medicine will ensure you a good night's sleep.
این دارو شما را به یک خواب راحت اطمینان می دهد.
Vaccinations ensure one against diseases.
واکسیناسیون ها یک فرد را در برابر بیماری ها ایمن می کنند.
No one can ensure you from failure.
هیچ کس نمی تواند شما را از شکست مصون نگه دارد.
Ensure that all the waste is properly and safely disposed of.
اطمینان حاصل کنید که تمام زباله ها به درستی و با خیال راحت دفع شوند.
a commonality of interest ensures cooperation.
یک نقطه مشترک منافع، همکاری را تضمین می کند.
ensure metal fittings are electrically bonded to earth.
اطمینان حاصل کنید که اتصالات فلزی به طور الکتریکی به زمین متصل شده اند.
a system that ensures that the pupil's real needs are identified.
یک سیستم که اطمینان حاصل می کند که نیازهای واقعی دانش آموز شناسایی می شود.
it's a natty little invention to ensure that the bottle is absolutely watertight.
این یک اختراع کوچک و زیبا برای اطمینان از کاملاً ضد آب بودن بطری است.
ensure that the food doesn't overcook during reheating.
اطمینان حاصل کنید که غذا در هنگام گرم کردن بیش از حد پخته نشود.
a team of salvage experts to ensure the recovery of family possessions.
تیمی از کارشناسان بازیابی برای اطمینان از بازیابی دارایی های خانواده.
communication was routinized to ensure consistency of information.
ارتباطات به صورت روتین درآمده بود تا از یکنواختی اطلاعات اطمینان حاصل شود.
check to ensure that all nuts and bolts are secure.
بررسی کنید تا اطمینان حاصل شود که تمام مهره ها و پیچ ها محکم هستند.
ensure timeous completion and posting of applications.
اطمینان از تکمیل و ارسال به موقع درخواستها.
Nothing can ensure the continuance of love.
هیچ چیز نمیتواند تداوم عشق را تضمین کند.
منبع: Returning HomeIn conclusion, the article says innovative ideas alone do not ensure success.
در نتیجه، مقاله میگوید که ایده های نوآورانه به تنهایی نمی توانند موفقیت را تضمین کنند.
منبع: CET-4 Listening Comprehension - News ReportSamaritan is our best chance to ensure your safety.
سامریتن بهترین شانس ما برای اطمینان از ایمنی شماست.
منبع: TV series Person of Interest Season 3It's important for me to ensure that it's preserved.
برای من مهم است که اطمینان حاصل کنم که حفظ شود.
منبع: Lonely Planet Travel GuideLocal governments are stepping up efforts to ensure supplies of medicine.
دولت های محلی در تلاشند تا با افزایش تلاش ها، تامین دارو را تضمین کنند.
منبع: CRI Online December 2022 CollectionEnsuring fairness in the workplace isn't easy.
تضمین عدالت در محیط کار آسان نیست.
منبع: Crash Course: Business in the WorkplaceEnsure you have a rest, whatever that might look like.
مطمئن شوید که استراحت می کنید، مهم نیست چه شکلی دارد.
منبع: Selected English short passagesAnd its name ensures mostly continued anonymity.
و نام آن بیشتر حامی ناشناس ماندن است.
منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014" Transparency ensures both reasoned decision-making and official accountability" .
"شفافیت تضمین می کند هم تصمیم گیری منطقی و هم پاسخگویی رسمی." .
منبع: VOA Daily Standard May 2020 CollectionLateef said achieving the potential to ensure food security has been a joint effort.
لطیف گفت دستیابی به پتانسیل تامین امنیت غذایی یک تلاش مشترک بوده است.
منبع: VOA Standard May 2014 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید