astre

[ایالات متحده]/[ˈɑːstrə]/
[بریتانیا]/[ˈɑːstrə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ستاره؛ یک جرم آسمانی پلاسما که توسط گرانش خود در کنار هم نگه داشته شده است.
adj. مربوط به یا شبیه به یک ستاره.

جملات نمونه

the astronaut trained for years to reach the stars.

فضانورد سال‌ها برای رسیدن به ستارگان آموزش دید.

we tracked the asteroid's trajectory across the sky.

ما مسیر دنباله‌دار را در سراسر آسمان ردیابی کردیم.

the constellation's stars formed a recognizable pattern.

ستارگان صورت فلکی یک الگوی قابل تشخیص را تشکیل می‌دادند.

he dreamed of traveling to distant stars and planets.

او رویای سفر به ستارگان و سیارات دوردست را داشت.

the telescope allowed us to observe stars millions of light-years away.

تلسکوپ به ما اجازه داد ستارگانی را که میلیون‌ها سال نوری دور هستند مشاهده کنیم.

the stars twinkled brightly in the clear night sky.

ستارگان به روشنی در آسمان شب صاف می‌درخشیدند.

she studied astrophysics to understand the life cycle of stars.

او نجوم را مطالعه کرد تا چرخه حیات ستارگان را درک کند.

the ancient mariners used the stars to navigate the seas.

ملوانان باستانی از ستارگان برای پیمایش دریاها استفاده می‌کردند.

the stars aligned perfectly for a spectacular meteor shower.

ستارگان به طور کامل برای یک بارش شهابی دیدنی هم‌راستا شدند.

he pointed to the north star to find his bearings.

او به سمت ستاره شمال اشاره کرد تا جهت خود را پیدا کند.

the stars served as a guide for lost travelers.

ستارگان راهنمایی برای مسافران گم‌شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید