astute

[ایالات متحده]/əˈstjuːt/
[بریتانیا]/əˈstuːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیرک، هوشمند، حیله‌گر
adv. به‌طور تیز، به‌طور هوشمند
n. تیزبینی، هوش

عبارات و ترکیب‌ها

an astute observation

مشاهده دقیق

astute businessman

تاجر زیرک

astute decision-making

تصمیم‌گیری دقیق

showed astute judgment

نشان‌دهنده قضاوت دقیق بود

جملات نمونه

her astute decision-making skills

مهارت‌های تصمیم‌گیری دقیق او

an astute analysis of the situation

تجزیه و تحلیل دقیق از وضعیت

he is known for his astute wit

او به خاطر ذکاوت تیزش شناخته شده است

her astute understanding of human behavior

درک دقیق او از رفتار انسان

an astute political strategist

یک استراتژیست سیاسی باهوش

his astute observations on society

مشاهدات دقیق او در مورد جامعه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید