unperceptive

[ایالات متحده]/ʌn.pəˈsɛp.tɪv/
[بریتانیا]/ʌn.pərˈsɛp.tɪv/

ترجمه

adj. قادر به درک یا فهمیدن نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unperceptive comments

نظرات غیرقابل‌درک

unperceptive behavior

رفتار غیرقابل‌درک

unperceptive people

افراد غیرقابل‌درک

unperceptive attitude

نگرش غیرقابل‌درک

unperceptive remarks

اظهارات غیرقابل‌درک

unperceptive responses

واکنش‌های غیرقابل‌درک

unperceptive judgments

قضاوت‌های غیرقابل‌درک

unperceptive insights

بینش‌های غیرقابل‌درک

unperceptive observations

مشاهدات غیرقابل‌درک

unperceptive analysis

تجزیه‌وتحلیل غیرقابل‌درک

جملات نمونه

his unperceptive nature often leads to misunderstandings.

طبیعت غیرمتوجه او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

she was unperceptive to the hints he was dropping.

او نسبت به سرنخ هایی که او مطرح می کرد، غیرمتوجه بود.

being unperceptive can hinder personal relationships.

غیرمتوجه بودن می تواند روابط شخصی را مختل کند.

his unperceptive comments annoyed everyone in the room.

اظهارات غیرمتوجه او باعث ناراحتی همه در اتاق شد.

she realized she had been unperceptive about his feelings.

او متوجه شد که نسبت به احساسات او غیرمتوجه بوده است.

unperceptive people often miss important social cues.

افراد غیرمتوجه اغلب نشانه های اجتماعی مهم را از دست می دهند.

his unperceptive attitude made it difficult to work together.

حرف و عمل غیرمتوجه او باعث شد همکاری با او دشوار باشد.

being unperceptive can lead to missed opportunities.

غیرمتوجه بودن می تواند منجر به از دست دادن فرصت ها شود.

she felt unperceptive for not noticing the changes in him.

او احساس می کرد که به دلیل ندیدن تغییرات در او، غیرمتوجه بوده است.

his unperceptive remarks showed a lack of awareness.

اظهارات غیرمتوجه او نشان دهنده فقدان آگاهی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید