atonal

[ایالات متحده]/eɪˈtəʊnl/
[بریتانیا]/eɪˈtoʊnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (موسیقی) بدون مرکز تونال.

عبارات و ترکیب‌ها

atonal music

موسیقی بدون وزن

atonal composition

آهنگسازی بدون وزن

atonal approach

رویکرد بدون وزن

جملات نمونه

The majority always turn an unfavorable attitude towards atonal composition.

اکثر قریب همیشه نگرشی نامطلوب نسبت به آهنگسازی بدون وزن نشان می‌دهند.

Jarman, A. P., et al. "Atonal is a proneural gene that directs chordotonal organ formation in the Drosophila peripheral nervous system." Cell 73, 7 (1993): 1307-21.

Jarman, A. P., و دیگران. "Atonal یک ژن پیش‌عصبی است که تشکیل اندام کردوتونال را در سیستم عصبی محیطی درشت‌میوه هدایت می‌کند." Cell 73, 7 (1993): 1307-21.

8. Jarman, A. P., et al. "Atonal is a proneural gene that directs chordotonal organ formation in the Drosophila peripheral nervous system." Cell 73, 7 (1993): 1307-21.

8. Jarman, A. P., و دیگران. "Atonal یک ژن پیش‌عصبی است که تشکیل اندام کردوتونال را در سیستم عصبی محیطی درشت‌میوه هدایت می‌کند." Cell 73, 7 (1993): 1307-21.

The composer experimented with atonal music.

آهنگساز با موسیقی بدون وزن آزمایش کرد.

Atonal melodies can create a sense of tension.

ملودی‌های بدون وزن می‌توانند حسی از تنش ایجاد کنند.

Some people find atonal music challenging to listen to.

برخی افراد گوش دادن به موسیقی بدون وزن را چالش‌برانگیز می‌دانند.

The atonal piece of art confused many viewers.

قطعه هنری بدون وزن بسیاری از بینندگان را گیج کرد.

Her atonal singing style is unique.

سبک آواز خواندن بدون وزن او منحصر به فرد است.

The atonal composition lacked a clear melody.

آهنگسازی بدون وزن فاقد یک ملودی واضح بود.

Atonal music can evoke various emotions in listeners.

موسیقی بدون وزن می‌تواند احساسات مختلفی را در شنوندگان برانگیزد.

The pianist performed an atonal piece with great skill.

پیانیست یک قطعه بدون وزن را با مهارت فراوان اجرا کرد.

The atonal nature of the painting made it hard to interpret.

طبیعت بدون وزن نقاشی باعث شد تفسیر آن دشوار باشد.

The atonal composition challenged traditional music conventions.

آهنگسازی بدون وزن قراردادهای موسیقی سنتی را به چالش کشید.

نمونه‌های واقعی

Arnold Schoenberg devised a 12-tone scheme of atonal music about a century ago.

آرنولد شونبرگ حدود یک قرن پیش طرح 12 تنی موسیقی بدون تناوب را طراحی کرد.

منبع: The Economist - Arts

Some with a lot of prosodic cues, while others were read in an atonal, almost robotic voice.

بعضی‌ها با نشانه‌های آوایی زیاد، در حالی که دیگران با لحنی بدون تناوب و تقریباً رباتیک خوانده می‌شدند.

منبع: SciShow Collection

" Ligeti, " she sniffed, checking her makeup in her compact as we headed down in the lift, the hammering, atonal notes climbing and receding above us.

«لیgeti،» او با بینی گفت، در حالی که ما در آسانسور به سمت پایین می‌رفتیم، آرایه‌های کوبنده و بدون تناوب بالا می‌رفتند و از ما دور می‌شدند.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

The words had been uttered with the Bene Gesserit controlled atonals, carrying in it every shade of contempt and scorn that Paul could put there Bene-Gesserit trained indeed, Paul thought.

این کلمات با لحن‌های بدون تناوب که توسط Bene Gesserit کنترل می‌شدند، ادا شدند و هر درجه‌ای از تحقیر و نفرت را که پل می‌توانست در آنجا قرار دهد، به همراه داشتند. پل فکر کرد، Bene-Gesserit آموزش دیده بود.

منبع: "Dune" audiobook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید