tonal

[ایالات متحده]/'təʊn(ə)l/
[بریتانیا]/'tonl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نت یا گام، مربوط به یک کلید موسیقی خاص

عبارات و ترکیب‌ها

tonal languages

زبان‌های آهنگین

tonal music

موسیقی آهنگین

tonal quality

کیفیت آهنگین

tonal range

محدوده صوتی

جملات نمونه

the poem's tonal lapses.

لغزش‌های آهنگ شعر.

his ear for tonal colour.

حس شنوایی او برای رنگ صوتی.

he commands the sort of tonal palette which this music needs.

او فرماندهی طیف رنگی خاصی را دارد که این موسیقی به آن نیاز دارد.

Aquatint can create a subtle tonal effect that rivals watercolours.

آکواتینت می‌تواند جلوه‌ای ظریف و سایه‌دار ایجاد کند که با آبرنگ‌ها برابری می‌کند.

Appearing in a simple purple and white colourway, the side panels feature patent leather faux-croc skin for a nice tonal effect.

با ظاهری ساده به رنگ بنفش و سفید، پنل‌های کناری دارای چرم مصنوعی طرح krok هستند که جلوه‌ای یکپارچه و زیبا ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید