attachable lens
لنز قابل اتصال
attachable camera mount
نگهدارنده دوربین قابل اتصال
attachable accessories
لوازم جانبی قابل اتصال
an attachable strap
یک بند قابل اتصال
attachable parts
قطعات قابل اتصال
an attachable handle
یک دسته قابل اتصال
attachable file storage
فضای ذخیره فایل قابل اتصال
attachable solar panel
پنل خورشیدی قابل اتصال
the backpack has an attachable water bottle holder.
کوله پشتی دارای نگهدارنده بطری آب قابل اتصال است.
we need to find an attachable extension for the printer.
ما باید یک افزونه قابل اتصال برای چاپگر پیدا کنیم.
she bought an attachable lens for her camera.
او یک لنز قابل اتصال برای دوربین خود خرید.
the toy comes with several attachable parts.
این اسباب بازی با چندین قطعه قابل اتصال عرضه می شود.
he designed an attachable feature for the app.
او یک ویژگی قابل اتصال برای برنامه طراحی کرد.
the furniture includes attachable storage options.
مبلمان شامل گزینه های ذخیره سازی قابل اتصال است.
they offer an attachable accessory for the headset.
آنها یک لوازم جانبی قابل اتصال برای هدست ارائه می دهند.
the device has an attachable screen for better visibility.
دستگاه دارای یک صفحه نمایش قابل اتصال برای دید بهتر است.
we can use an attachable module to enhance the system.
ما می توانیم از یک ماژول قابل اتصال برای ارتقاء سیستم استفاده کنیم.
the bike features an attachable basket for convenience.
دوچرخه دارای یک سبد قابل اتصال برای راحتی است.
attachable lens
لنز قابل اتصال
attachable camera mount
نگهدارنده دوربین قابل اتصال
attachable accessories
لوازم جانبی قابل اتصال
an attachable strap
یک بند قابل اتصال
attachable parts
قطعات قابل اتصال
an attachable handle
یک دسته قابل اتصال
attachable file storage
فضای ذخیره فایل قابل اتصال
attachable solar panel
پنل خورشیدی قابل اتصال
the backpack has an attachable water bottle holder.
کوله پشتی دارای نگهدارنده بطری آب قابل اتصال است.
we need to find an attachable extension for the printer.
ما باید یک افزونه قابل اتصال برای چاپگر پیدا کنیم.
she bought an attachable lens for her camera.
او یک لنز قابل اتصال برای دوربین خود خرید.
the toy comes with several attachable parts.
این اسباب بازی با چندین قطعه قابل اتصال عرضه می شود.
he designed an attachable feature for the app.
او یک ویژگی قابل اتصال برای برنامه طراحی کرد.
the furniture includes attachable storage options.
مبلمان شامل گزینه های ذخیره سازی قابل اتصال است.
they offer an attachable accessory for the headset.
آنها یک لوازم جانبی قابل اتصال برای هدست ارائه می دهند.
the device has an attachable screen for better visibility.
دستگاه دارای یک صفحه نمایش قابل اتصال برای دید بهتر است.
we can use an attachable module to enhance the system.
ما می توانیم از یک ماژول قابل اتصال برای ارتقاء سیستم استفاده کنیم.
the bike features an attachable basket for convenience.
دوچرخه دارای یک سبد قابل اتصال برای راحتی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید