attachable

[ایالات متحده]/əˈtætʃəbəl/
[بریتانیا]/əˈtætʃəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت اتصال یا پیوستن به چیز دیگری را دارد.; می‌تواند به طور قانونی توقیف یا دستگیر شود.

عبارات و ترکیب‌ها

attachable lens

لنز قابل اتصال

attachable camera mount

نگهدارنده دوربین قابل اتصال

attachable accessories

لوازم جانبی قابل اتصال

an attachable strap

یک بند قابل اتصال

attachable parts

قطعات قابل اتصال

an attachable handle

یک دسته قابل اتصال

attachable file storage

فضای ذخیره فایل قابل اتصال

attachable solar panel

پنل خورشیدی قابل اتصال

جملات نمونه

the backpack has an attachable water bottle holder.

کوله پشتی دارای نگهدارنده بطری آب قابل اتصال است.

we need to find an attachable extension for the printer.

ما باید یک افزونه قابل اتصال برای چاپگر پیدا کنیم.

she bought an attachable lens for her camera.

او یک لنز قابل اتصال برای دوربین خود خرید.

the toy comes with several attachable parts.

این اسباب بازی با چندین قطعه قابل اتصال عرضه می شود.

he designed an attachable feature for the app.

او یک ویژگی قابل اتصال برای برنامه طراحی کرد.

the furniture includes attachable storage options.

مبلمان شامل گزینه های ذخیره سازی قابل اتصال است.

they offer an attachable accessory for the headset.

آنها یک لوازم جانبی قابل اتصال برای هدست ارائه می دهند.

the device has an attachable screen for better visibility.

دستگاه دارای یک صفحه نمایش قابل اتصال برای دید بهتر است.

we can use an attachable module to enhance the system.

ما می توانیم از یک ماژول قابل اتصال برای ارتقاء سیستم استفاده کنیم.

the bike features an attachable basket for convenience.

دوچرخه دارای یک سبد قابل اتصال برای راحتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید