| جمع | attics |
attic faith
ایمان طبقاتی
attic salt
نمک طبقاتی
attic window
پنجره طبقاتی
the attic is full of clutter.
سقف خانه پر از آشفتگی است.
He converted the attic into a bedroom and put in a skylight.
او اتاق زیر شیروانی را به اتاق خواب تبدیل کرد و یک دریچه سقفی نصب کرد.
the furnace of the sun; an attic room that is a furnace in the summer.
فر پادشاهی؛ اتاقی در زیر شیروانی که مانند یک فر در تابستان است.
Conclusions: In treating attic cholesteatoma, atticotomy for pathology removal combined with the mastoid isolation technique for attic reconstruct-tion is a promising method.
نتیجهگیری: در درمان کولستئاتوم زیر شیروانی، برداشتن اتیکوتومی برای برداشتن پاتوژن همراه با تکنیک جداسازی مامیاری برای بازسازی زیر شیروانی یک روش امیدوارکننده است.
Your taking the trunk to the attic has saved me an extra trip.
با بردن شما صندوقچه به زیر شیروانی، یک سفر اضافی را از من دور کردید.
" He was an old emigre gentleman, blind and penniless, who was playing his flute in his attic, in order to pass the time.
«او یک جنتلمن مهاجر پیر، نابینا و بی پول بود که برای گذراندن وقت در زیر شیروانی خود فلوت میزد.
Set in its windows, like pearls in an oyster, are an elegant Attic red figure krater attributed to a 5th-century BC painter, an Etruscan pouring vessel and an array of vases.
در پنجره های آن، مانند مروارید در یک صدف، یک کرات قرمز با نقش اتیک ظریف که به نقاش قرن 5 قبل از میلاد نسبت داده می شود، یک ظرف ریختن اتوروسکان و مجموعه ای از گلدان ها وجود دارد.
attic faith
ایمان طبقاتی
attic salt
نمک طبقاتی
attic window
پنجره طبقاتی
the attic is full of clutter.
سقف خانه پر از آشفتگی است.
He converted the attic into a bedroom and put in a skylight.
او اتاق زیر شیروانی را به اتاق خواب تبدیل کرد و یک دریچه سقفی نصب کرد.
the furnace of the sun; an attic room that is a furnace in the summer.
فر پادشاهی؛ اتاقی در زیر شیروانی که مانند یک فر در تابستان است.
Conclusions: In treating attic cholesteatoma, atticotomy for pathology removal combined with the mastoid isolation technique for attic reconstruct-tion is a promising method.
نتیجهگیری: در درمان کولستئاتوم زیر شیروانی، برداشتن اتیکوتومی برای برداشتن پاتوژن همراه با تکنیک جداسازی مامیاری برای بازسازی زیر شیروانی یک روش امیدوارکننده است.
Your taking the trunk to the attic has saved me an extra trip.
با بردن شما صندوقچه به زیر شیروانی، یک سفر اضافی را از من دور کردید.
" He was an old emigre gentleman, blind and penniless, who was playing his flute in his attic, in order to pass the time.
«او یک جنتلمن مهاجر پیر، نابینا و بی پول بود که برای گذراندن وقت در زیر شیروانی خود فلوت میزد.
Set in its windows, like pearls in an oyster, are an elegant Attic red figure krater attributed to a 5th-century BC painter, an Etruscan pouring vessel and an array of vases.
در پنجره های آن، مانند مروارید در یک صدف، یک کرات قرمز با نقش اتیک ظریف که به نقاش قرن 5 قبل از میلاد نسبت داده می شود، یک ظرف ریختن اتوروسکان و مجموعه ای از گلدان ها وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید