garret

[ایالات متحده]/'gærət/
[بریتانیا]/'ɡærət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی در طبقه بالا یا زیرشیروانی، به ویژه اتاقی کوچک و دلگیر (گاراژ)
Word Forms
جمعgarrets

عبارات و ترکیب‌ها

cozy garret

پناهگاه دنج

جملات نمونه

Jo liked this, and after an energetic rummage from garret to cellar, subsided on the sofa to nurse her cold with arsenicum and books.

جو این را دوست داشت و پس از جستجوی پر انرژی از زیرشیرآزی به سرداب، روی مبل نشست تا سرماخوردگی خود را با زرنیخ و کتاب درمان کند.

She lived in a small garret at the top of the building.

او در یک دخمه کوچک در بالای ساختمان زندگی می‌کرد.

The artist's garret was filled with paintings and art supplies.

دخمه هنرمند پر از نقاشی و لوازم هنری بود.

He spent hours writing in his garret, away from distractions.

او ساعت‌ها در دخمه خود می‌نوشت، دور از عوامل مزاحم.

The garret was dusty and filled with old furniture.

دخمه پر از گرد و غبار و مبلمان قدیمی بود.

She found a hidden treasure in the garret of the old mansion.

او یک گنج پنهان در دخمه خانه قدیمی پیدا کرد.

The garret window offered a view of the city skyline.

پنجره دخمه چشم‌اندازی از خط افق شهر را ارائه می‌داد.

He converted the garret into a cozy reading nook.

او دخمه را به یک فضای مطالعه دنج تبدیل کرد.

The garret was cluttered with boxes and old clothes.

دخمه مملو از جعبه‌ها و لباس‌های قدیمی بود.

The garret had a low ceiling and sloping walls.

سقف پایین و دیوارهای شیب‌دار در دخمه وجود داشت.

She dreamed of turning the garret into a creative studio.

او رویای تبدیل دخمه به یک استودیوی خلاق را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید