audits

[ایالات متحده]/ˈɔːdɪts/
[بریتانیا]/ˈɑːdɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بررسی رسمی سوابق مالی یک شرکت یا سازمان به منظور اطمینان از دقت و تطابق با قوانین.
v. انجام یک بررسی رسمی از سوابق مالی یک شرکت یا سازمان به منظور اطمینان از دقت و تطابق با قوانین.

عبارات و ترکیب‌ها

conduct regular audits

انجام ممیزی‌های منظم

جملات نمونه

we conduct regular audits to ensure compliance.

ما حسابرسی‌های منظم انجام می‌دهیم تا از رعایت قوانین اطمینان حاصل کنیم.

audits help identify areas for improvement.

حسابرسی‌ها به شناسایی زمینه‌های بهبود کمک می‌کنند.

the company prepares for annual audits every december.

شرکت هر سال در ماه دسامبر برای حسابرسی‌های سالانه آماده می‌شود.

external audits provide an unbiased assessment.

حسابرسی‌های خارجی یک ارزیابی بی‌طرفانه ارائه می‌دهند.

management reviews the audit findings carefully.

مدیریت نتایج حسابرسی را با دقت بررسی می‌کند.

audits can uncover financial discrepancies.

حسابرسی‌ها می‌توانند مغایرت‌های مالی را کشف کنند.

regular audits are essential for risk management.

حسابرسی‌های منظم برای مدیریت ریسک ضروری هستند.

we hired a firm to conduct the audits this year.

ما امسال یک شرکت برای انجام حسابرسی‌ها استخدام کردیم.

audits are crucial for maintaining transparency.

حسابرسی‌ها برای حفظ شفافیت بسیار مهم هستند.

she specializes in financial audits and consulting.

او در حسابرسی‌های مالی و مشاوره تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید