inspections

[ایالات متحده]/ɪnˈspɛkʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˈspɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بررسی چیزی به دقت؛ فرآیند چک کردن یا آزمایش چیزی؛ یک بازدید رسمی از مکانی برای بررسی اینکه همه چیز رضایت‌بخش است؛ یک بررسی یا امتحان رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

routine inspections

بازرسی‌های روتین

safety inspections

بازرسی‌های ایمنی

quality inspections

بازرسی‌های کیفیت

final inspections

بازرسی‌های نهایی

preliminary inspections

بازرسی‌های مقدماتی

surprise inspections

بازرسی‌های غافلگیرانه

periodic inspections

بازرسی‌های دوره‌ای

internal inspections

بازرسی‌های داخلی

external inspections

بازرسی‌های خارجی

compliance inspections

بازرسی‌های تطابق

جملات نمونه

regular inspections ensure safety in the workplace.

بازرسی‌های منظم تضمین ایمنی در محیط کار است.

the building passed all inspections without any issues.

ساختمان بدون هیچ مشکلی از همه بازرسی‌ها عبور کرد.

inspections are crucial for maintaining quality standards.

بازرسی‌ها برای حفظ استانداردهای کیفیت حیاتی هستند.

they scheduled routine inspections every six months.

آنها بازرسی‌های روتین را هر شش ماه یکبار برنامه‌ریزی کردند.

inspections help identify potential hazards early.

بازرسی‌ها به شناسایی خطرات احتمالی در مراحل اولیه کمک می‌کنند.

we need to prepare for the upcoming inspections.

ما باید برای بازرسی‌های آتی آماده شویم.

inspections can lead to improvements in processes.

بازرسی‌ها می‌توانند منجر به بهبود فرآیندها شوند.

the inspections revealed several safety violations.

بازرسی‌ها چندین تخلف ایمنی را نشان دادند.

after the inspections, we implemented new safety protocols.

پس از بازرسی‌ها، پروتکل‌های ایمنی جدید را اجرا کردیم.

inspections are conducted by certified professionals.

بازرسی‌ها توسط متخصصان دارای گواهینامه انجام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید